Machine transcription
قواعد فارسی اول
۴۶
در امر سپردن و شمردن غالباً پیش از را الف هم
زیاده کرده بسپار و بشمار گویند و در امر مردن زیادت
فصیح و (ا) لفظ کم است.
(س) وقتیکه ماقبلش مضموم باشد به واو بدل شود:
جستن: بجوی
رستن: بروی
شستن: بشوی
در امر رستن بعضی بجای مروی خلاف قیاس (مرست)
آورده
سرویا باغ چوبی کتخدای خواهد ماند گل بنفشه (مرست) و سرو باغ مرست
هرگاه ماقبل سین مضموم نباشد، گاهی به (ا) بدل می
شود: جستن: بجه خواستن: بخواه کاستن: بکاه و
گاهی حذف شود:
زیستن: بزی
آراستن: بیارای
پیراستن: بپیرای
توانستن: بتوان
استثنا
بستن: ببند
خستن: بخست
خاستن: بخیز
شکستن: بشکن
گسستن: بگسل
نشستن: بنشین
۸۶- شخص سوم از فعل امر صیغه مستقلی از خود نداشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
