Machine transcription
٤١٨
غلط گفتم نمودش تخته عاج که شه را نیز باید تخت با تاج
حسابی دیگران بودش در آن روی که پیشم نیز محرابی ست چون روی
دیگر وجه آنکه گرد جی شد از دست از ان روشن ترم وجهی دگر هست
چه خوش نازیست ناز خوبرویان ز دیده رانده را دزدید جویان
ببخشی خیره گی کردن که برخیز بدیگر چشم دل دادن که مگریز
توجیهات پشت گشتانده گریختن چه قدر شاعرانه ست یعنی
نشاندادن منظور بود که چنانچه که روی من محرابی و روشن است
پشت من هم محرابی و بلوری است ناز و غرور معشوق یک
میدان وسیع شاعری عشقیه است. نظامی درین
مضمون هم یک داستان کامل نوشته که هر شعرش همسنگ
یک غزل مکمل است -
وقتی خسرو خواست که بشیرین زور و اقتدار شاهانه
را نشان بدهد او بجوابش گفت سه
هنوزت در سر از شاهی غرور است دریغاکین غرور از عشق دور است
درین گز می که آه سرد باید دل آسانست در دل درد باید
حصه اول شیرین و فرهاد صفحه ۴۱۷ سطر چهارم بچشم اصلاح فرمائید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
