Machine transcription
۳۰۰
خاکی که بمزیر پای هر حیوانی است زلف صنمی است و عارض جانانی است
هر خشت که بر کنگره ایوانی است انگشت وزیری و سرسلطانی است
شیخ سعدی برای ادا نمودن همین مضمون حکایتهای فرضی نوشته بله
مثلاً میگوید -
شنیدم که یکبار در دجله سخن گفت با عابدی کله
که من فرفر ماندہی داشتم بسر چون کلاه مهی داشتم
در یک شعر دیگر بر انداز خیلی درانگیز ادا نموده -
زدم تیشه یکروز بر تل خاک بگوش آمدم ناله دردناک
که زنهار اگر مردی آهسته تر که چشم و بناگوش روی است و پر
ولی این مصوری سعدی عکس مرقع خیام است - ملاحظه شود:
(خیام) دی کوزه گیری بدیدم اندر بازار بر تازه گلی لگد همی زد بسیار
وان گل بزبان حال با او میگفت من همچو تو بوده ام مرا نیکو دار
اگر چه در شعر سعدی لفظ آهسته تر و اسمای مفرده اعضای خواص
بله
چون حواس باطنیه عارفین و عباد مثل حواس ظاهریه ما یان (بعضی اوقات) کار میکنند و بآن
بعضی سخن ها که ما او را شینده نمیتوانیم میشنوند بدینوجه لازمست که این حکایتهای سعدی
فرضی باشند بسا ممکن است که واقعات اصلیه بوده باشند (مترجم)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
