Machine transcription
۲۳۷
دلم ای دوست تو دانی که برای تو کند لب من خدمت خاک کف پای تو کند
رایگان مشکفروشی نکند هیچ یکی در کمند پیج کسی زلف دوتای تو کند
چه دعاکردی جانان که چنین خوب شدی تا چو تو چاکر تو نیز دعای تو کند
از لطیفی که توئی ای بت دار شینی ملک مشرق سیم است که رای تو کند
این جهان کرد برای تو خدا وند جهان و ان جهان نیز برانم که برای تو کند
صنما از تو دلم هیچ شکیبا نه شود اگر امروز شود بیشک فردا نشود
تجربت کردم و دانا شدم از کار تو تا مجرب نشود مردم دانا نشود
نه کشم ناز تراؤ نه دهم دل به تو هم تا آتشی و مهر تو پیدا نشود
گوئی از دولت من بوسه تقاضا مکنی وام خواهی نه بود کوبه تقاضا نشود
به مدارا دل تو نرم کنم و آخر کار به درم نرم کنم گر به مدارا نشود
دگر این عاشق نومید شود از دور از درخسرو شاهنشه دنیا نشود
صنما گرد سرم چند همی گردانی زشتی از روی نکوزشت بود گردانی
یا بکن انکه شبی روز هی وعده دهی یا مکن وعده بران چیز که می نتوانی
دل من بردی راز خویشتنم دور کنی بر نیاید صنما کار بدین آسانی
مهربانی نکنی بر من و مهرم طلبی ندهی دادمن و داد ز من بستانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
