Machine transcription
۲۳۱
چون بازنگر د سوی او چشم ؛ ناگاه سکندرش بصد خشم
گفت ای شده غول این گذرگاه غافل چه نشسته درین راه
بهر چه نکردی احترامم ؛ آخر نه سکندرست نامم
پیر از سر وقت بانگ برزد گفت این همه نیم جو نیر زد
نه پشت و نه روی عالمی تو یکدانه زکشت آدمی تو ؛
دوبنده من که حرص و آزند بر تو همه روز سرفرازند
با من چه برابری کنی تو چون بنده بنده منی تو
لیکن چون این واقعه فرسوده شده بود بدینوجه نظامی و سعدی
بجای آن مثالهای تازه بتازه را پیش نمودند،
سنجر بزرگترین شاهان سلجوقی است، یک ضعیفه بجام سپ
او را گرفته سخنان از او گفته و خیلی درست میگوید این واقعه را نظامی در مخزن
اسرار چنین مینویسد سه
پیرزنی را ستمی در گرفت دست زد و دامن سنجر گرفت
کای ملک آزرم تو کم دیدهام از تو همه سال ستم دیدهام
شحنه مست آمد در کوی من زد لگدی چند فرا روی من
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
