Machine transcription
٢٠٥
٢- روح یک جوهر واحد بسیط است و در افراد انسانی تکثر آن مثل
نور آفتاب است که یک چیز بسیط بر همه عالم محیط است لیکن چون در آئینه و
در آب و در ذره و در روزن جدا جدا بنظر آمده ازین است که وجود واحدش
هزار شده است
همچو آن یک نور خورشید سما صد بود نسبت بصحن خانهها
یعنی نور آفتاب یک است که در امکنه مختلفه متعدده دیده میشود اگر خانهها را
ویران کنیم یک نور بنظر خواهد آمد روح هم همین حال دارد یعنی تعددش بواسطه
تعدد اجسام است (اگر دیوارهای اجسام از میان گم شوند وحدت روحی
جلوه میکند)
٣- اصل مرکز روح عالم قدس است، انسان چون میمیرد و روحش
بطرف عالم قدس پرواز میکند این مسئله را خواجه فریدالدین عطار باستاد
خوب ادا کرده:
از موت معماست چند پرسی از من خورشید به روزنی در افتاد و تبجد
انسان عالم اکبر است
حضرات صوفیه انسانرا باعتبار حقیقت روح که بیان شد عالم اکبر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
