Machine transcription
١٧٤
حل این عقده چنین میشود که حقیقت این مسئله هرچه باشد لیکن صفوتش
سراپا حیرت است، و معلوم است که بنیاد شاعری همین (حیرت) است چنانچه یکه
تعجب و حیرت در دل پیدا کرده همان شعر حقیقی است چنانچه فضای غیرمحدود
بحر بیکران- سیاره ای غیر متناهی- باد صرصر- امواج دریا همه اشعار مجسم اند
بنابرین مسئله وحدت الوجود از سر تا پا شاعری است.
دعوی صوفیه این است که در هر چیز خدا است، و تمام عالم اشکال گونا
گونش میباشد یک هستی مطلق است که عام هم است و خاص هم،
و مطلق هم است و مقید نیز، کلی هم است- و جزئی هم، جوهر هم است
و عرض هم- سیا هم است سفید هم، کدام مضمون است که ازین زیاده
حیرت افزادر شاعری شده میتواند؟ و امان پرحیرت این مسئله وسعتی دارد:
با وجودیکه بلند پروازی تخیل انه صد سال فضا پیمائی میکند لیکن هنوز روز
اول است- و دل آویزی آن نیز الآن کماکان.
همه سرمایه شاعری صوفیه همین مضمون است مغربی در دیوان خود یک
حرف هم بجز این مسئله نگفته، این مضمون هزارها پهلو ادا شده است لیکن
باز هم پیرایه های آن تازه بتازه پیدا شده میروند*
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
