Machine transcription
۱۷۵
مشکل حکایتی است که ہر ذره عین اوست اما نمی توان که اشارت باو کند
در پرده و برہمہ کس پرده می دری با ہر کسی و با تو کسی را وصال نیست
در ہر چه بنگرم تو به دیدار بودۂ ای نانموده رخ تو چه بسیار بودۂ
این عالم صورت است و ما در صویم معنی نتوان دید مگر در صورت
در صورت قطره سر بدر یائیم تو ذرہ مبین که محتجب ان آرائیم ؟
گویند که کنه ذات او نتوان یافت ما یافته ایم این که کنهش مائیم
این مسئله چون بر زبان میباشد فلسفه و یا شاعری است، لیکن وقتیکه
بر قلب استیلا میکند یک کیفیت لذت بخش شده مزه عجیب دست
میدہد درین وقت ہمہ اشیای ناگوار دنیا گوار محسوس میشوند و
در همه چیز ہا جلواش بنظر می آید، و از هر شی بوی او می آید و تمیز دوست
و دشمن و گبر و مسلمان نمی ماند، شاعری این عالم خیال را ادا میکند
عارف هم از اسلام خراب است و ہم از کفر
پروانہ چراغ حرم و دبر نداند
کیفیت مذکور بر اخلاق تاثیر خوبی میکند یمین است که شاعری اخلاقی
که از تصوّف نشاءت کرده است از تفرقه گبر و مسلمان خالی است .
١٢٠٠
چوکا
سرار یم
نیزت بندش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
