Machine transcription
۱۷۳
تا جنبش دست هست مادام
سایه متحرک است ناکام
چون سایه ز دست یافت تاب
پس نیست خود اندر اصل ست
چیزیکه وجود او به خود نیست
هستیش نهادن از خرد نیست
پس باد یقین که نیست والله
موجود حقیقی سوی الله
هر چیز که آن نشان هستی دارد
یا پرتو روی اوست یا پیوستن
این همه تعبیر های فلسفیانه مسئله وحدت الوجود اند
لیکن شاعری فارسی این مسئله را بجوش و خروش و تخیلات رنگارنگ
ادا نموده که آن معراج آخری کمال شاعری ست چنانچه آن شاعر خود
ذات واحد را خطاب نموده سوال میکند
گفتی که همیشه من خموشم
گویا شد و پس مهر زبان کیست؟
گفتی که نه اینم و نه آنم تو
پس انکه هم این بود هم آن کیست؟
گفتی که نه اینم و نه آنم تو
پس انکه هم این بود هم آن کیست
این مسئله اگر چه فلسفیانه ست و بدین لحاظ شاعری که اسم تخیل است
بان علاقه ندارد لیکن عجب این است که نصف سرمایه شاعری فارسی همین
مسئله است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
