Machine transcription
١١٦
ایکه صیاد مرا کرده نگاهت نخچیر با خبر باش که صیدش نشوی سهل مگیر
عطر زلف تو اگر برده دل عالم را او هم از نکهت خط کرده جهانی تسخیر
تو اگر باغ گلی او چمن یاسمن است در گلستان جهان هردوندارد نظیر
شب که مستانه به بزم تو قدم بگذارد سجده شکر کن و در قدمش زود بمیر
به نگاهی که اسیرانه کند چشمش بس به نیازی که فقیرانه کند دستش گیر
عالمی صید تو گردید چو او صید تو شد بود در طالع حسنت که شود عالمگیر
تیغ ابروت به ابروی کمانش نرسد کار شمشیر نیاید ز غلاف شمشیر
بصفای نظر مهر و محبت سوگند که اگر آینه میشکل تو شود زنگ پذیر
میکنم روز ترا چون شب خود تیره و تار میکشم زلف ترا چون خط او در زنجیر
(از اتشگده)
۲ خوش گلی از راه غلط فهمی خویشتن را معشوق کسی انگاشت مگر
عاشق نقاب برداشته چهره اصلی آشکار میکند ۵
خوش خرامی دیگر انجا گاه گاهی میگذرد زان سبب عمری سکوی تو منزل داشتم
من که پیشت میروم فریاد و میرفتم زخود صورت دلدار دیگر در مقابل داشتم
راست گویم عشق دلدار گر دارم نقتی عاقبت اظهار کردم آنچه در دل داشتم
(از علی تفلی)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
