Machine transcription
۱۱۷
۳- حسن فریبی معشوق کمسن هم عجیب زور دارد همه ناموران ارباب
کمال (علما - فضلا - امرا - غربا یی هر درجه و هر رتبه) یکطرف و یک
خوش جمال نوخیز مقابلش، لیکن همه حیران و از خویشتن رفته اند و همه
تدابیر مادی و معنوی را گم کرده هر شخص بی چون و چرا تسلیم است، شخص
عبرت پذیر این کیفیت را دیده میگوید ه
هم از غالب حسن فریبهای حسن است که یک عالم حریف کودکی نیست
٤- آدم محتاط سعی دارد که از دور لذت دیدار حاصل نماید و در دام سر
زلف نافته محبوب بغرور حسن تبسم به لب دارد که کجا رفته میتواند؟ ه
بدور گردی من از غرور می خندد حریف سخت کمانی که در کمین دارم
ه - عاشق و معشوق و رقیب در یک بزم جمع هستند نظر محبوب
بر عاشق است که او را بکدام نگاه می بیند و نظر عاشق مراقب رقیب که چطور
محو نظارۀ جمال محبوب است ه
تو واقف من من واقف نگاه رقیب نو پاس خرمن من پاس خوشه چین دارم
٦- معشوق عرض عاشق را گوش کردن نمی خواهد لیکن عاشق آنرا
بدین آماده میسازد ه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
