Machine transcription
۱۰۸
۱۰ دلداده در عالم بیتابی بهبزم یار رفته مینشیند و هر چند کیفیت
اضطراب و گداز خویش را نشان میدهد، لیکن بایک عالم بیتوجّهی برخورد
از انجا میبراید و به معشوق اثرش هیچ نمیبیند --
مینشینم میشکیبم میگداز میمیرم اضطرابی میکنم اما که پروا میکند
۱۱ـ محبوب از عاشق وفاکیش خود بدگمان است که اگر او با کسی
سخن میکند گمانش همین میشود که حرف از شکوه ام میزند --
بدگمانی بین که با هر کس شکایت میکنم او تصور میکند کز وی شکایت میکنم
سفر
شعرای ایران حالتی را که در وقت سفر کردن معشوق پیش
میآید و خیالاتی را که درینحالت بدل عاشق میگذرد مو بمو بیان نمودهاند
یک غزل مسلسل شرف قزوینی بر همین مضمون است - میگوید --
از تو نمانده تاب جدائی دگر مرا بهر خدا مرو بسفر یا ببر مرا
نادیده کرد تا نکنم عزم همرهی آن مه چو دید وقت سفر درگذر مرا
گر قصد آن نداشت که گردد همسفر بهر چه کرد؟ از سفر خود خبر مرا
عزم سفر نمود و ترسم که درد و روز سازد به عشق شهر باشهر دگر مرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
