Machine transcription
۱۰۹
قاصد امباد چون شرف اندوز شین شوم اگه مکن برآمدنش پیشتر مرا
یک غزل وحشی یزدی است که معشوق را از اراده
سفر منع میکند، میگوید )
یاران خدای را بسوی او گذر کنید باشد کش این خیال از خاطر بدر کنید
از حال ما چنانکه درو کارگر شود آن بی محل سفر کن مارا خبر کنید
منعش کنید از سفر و در میان منع اغراق در صعوبت رنج سفر کنید
گر خود شنید جان من مژده از شما در نشنو و مباد که اینجا گذر کنید
(۱) معشوق بر رقیب خیلی مهربان است ولی عاشق به سبب رشک
یقین ندارد بلکه بر عکس گمان میکند که غرض این التفات محض رنج دادن است
بمن افگار ورنه در قلبش هیچ نیست .
ندار دائی قبیب آن سست پیمان بازبوم عهدی گهی حال تو بر رغم از فگاری می پرسد
(۲) محبوب همه تن بر حال عاشق متوجه است لیکن او اتفاقیه با کسی
یک، دو سخن میکند به عاشق اینهم گران میگذرد ۳
اگر یک حرف با اغیار و با من صد سخن گوید ندارم تاب آن یکحرف هم خواهم من گوید
(ه نفهمیدم که این مضامین با عنوان اشعار چه مناسبت دارد (انصار مترجم)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
