Machine transcription
بسم الله، عبدالله، عبدالطاهر، عبدالنبی.
عنبر، قنبر، طنبور، زنبور، انبار، انبان، پنبه، شنبه
یکشنبه، دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه، پنجشنبه
ان لم
ظاهراً، ظاهراً، باطناً، ثانیاً، ثالثاً، مثلاً، سابقاً، لا،
رؤف رحیم
رسول خدا، محبوب من، پدر تو، پسر او، برادر وی، مادرانها
نگهبان من، خدای ما، کلاه احمد، نزد شما، ماه رمضان، ناک کابل
شب عید، انبوه خلق
مولای من، خداما، چاقوی من، عموی شما، خالوی شما، مامانی شما
1 بعد هر نون ساكنه که حرف «ب»
واقع شود، آن نون میم خوانده میشود
چنانکه درین الفاظ عنبر و غیره یابید میخوانند.
2 بعد هر نون ساكنه که حرف «ل» واقع شود، آن نون
به لام خوانده میشود
3 دو حرف که در اواخر لفظ
پیوسته یکی با خود الف و دیگری بی الف باشد و
الف هرچند در تحریر گنجیده میشود
اما در تلفظ همیان نون تنوین خوانده میشود.
4
در اینجا کلمه (من) در الف خوانده میشود.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
