Machine transcription
١٩٤
در قناعت لب خشک مژه پرنم نست عالمی هست درین گوشه که در عالم نست
نفس سوخته لاله خطی آور دست از ول خاک که آرم در انجا هم نست
همت آنست کز آوازه احسان گذرد هرکه این بادیه را طی نکند ماتم نست
ومضمون بیت پیشتر را مرزا بیدل چنین بسته ست :ـ
مرده هم فکر قیامت دارد آرمیدن چقدر دشوار است
شب که صحبت بحدیث سرزلف تو گذشت هرکه برخاست زجا سلسله بر پا بر خاست
یک عمر میتوان سخن از زلف یار کرد در بند آن مباش که مضمون نمانده است
در مقام حرف بر لب مهر خاموشی زنند تیغ را زیر سپر در جنگ پنهان کردنست
از همت بلند اثر در جهان نماند یک سرو در سراسر این بوستان نماند
زین پیشتر متاع سخن رایگان نبود گرد کسادی از پی این کاروان نبود
شعر بلند پایه بعرش می نهاد خورشید پایمال چهر پستان نبود
منقار بلبلان بشکر خنده باز بود دشنام تلخ در دهن غنچان نبود
نازک شده ست خاطر گل در ندپیش ازین در گوش باغ نغمه بلبل گران نبود
نام سرشک می برد و آه میکشد چشمی که بی بدیده اشک روان نبود
از من مپرس لذت آغوش یار را دستی که بود در کمرش در میان نبود
ناامیدی اول امید ماست نخل ما چون خشک شد بر میدهد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
