Machine transcription
۱۸۱
گر من بجای جوهر آئینه بودمی
بی رونما ترا بتو کی می نمودمی
ناله مرغ چمن گم کرده سید آهنگ نیست
واگذارید ای نواسنجان بخاموشی مرا
حاشا که در بساط دل در و خو بود پا
زمرتی که نیم غنچه تبسم در او بود
بخون طپیده شمشیر رشک میبردند
که روز ماتم فرهاد عید پرویز است
عشق را بر سر بالین من آرید بعجز
کاین طبیبی است که مشهور بهمین قدرتست
زوی چو تیغ زمانی بکش عنان سمند
که نیم کشته نازترا وستیهابست
ازین هفت بیت از سرو آزاد بقیه از خریطه جواهر نقل شد. اکنون یکدو غزل کامل
او را می نویسیم.
شرم نگذارد که گویم من کیم فراد کیست
ورنه میگفتم میان ما و او به گویست
ای که میگوئی که نشتر در رگ جانت گذرد
در دیار حسن نیز مژگان او فصاد کیست
گل که میخندد گهی، خون میچکد از خندهاش
شادکام دهر اگر این است پس ناشادکیست
خلق را از حسرت زخمی بخاک و خون نشاند
نأثر بیمار و زو دست تیغش انجلا د کیست
ناز باریدن از اصطلاحات تازه طالب است و بیت بواسطه این لفظ بسیار
بلند گشته و استفهام از (این جلاد) مبلغی بر تاثیر آن افزوده
پرنیان طپلاس آمد بچشم روزگار
دهر اگر میناست سنگ مینای ما پر تر است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
