Machine transcription
صفحهٔ ۹
نمبر ۶
بوی آشیانه سعادت کاشانه این مرغک خوش ترانه که در میان شاخهای هم چیده میشه زا بوته های (آسمن) بیک صنعت بند سه دنی بسیار عجیبی بنا یافته بود نظر کردم. آن کاشانهٔ محقر کوچک خس و خاشاک اساسی را از یک دایره خانه یک عایله انسانی پیچ چیز کمتر نیافتم چه وجه یکه در راه زندگانی نوعی، و پرورش و تربیت افزون کردند جنسی ازین مشت پر در آن آشیانه مختصر سر بر میزد و هیچ گاه از کشش و کوشش یک پدر شفقت گستر، و یک مادر مهر آور نوع بشر که دور را به زندگانی اولاد های محنت پرور خود را بسر میکنند یا کم نمی آورد !
یک پدر برای نفقه حال و سعادت استقبال اولاد خود هزار گونه جهانک، و هزار رقم مخاطر را بر خود گوارا شمرده پشت اثر دروا کشیده و پنجه شیر نر را به آن می بندد ! در مقابل گلوله های صدمتی توپهای گروپ، و پیکانهای آتشکلهای ما و زیر جگر کوب سینه اش را سپر میسازد، در جوف طبقات زمین در آمده شمع جهانش را زیر پنجه خفه کنندۀ پرفشار ( حمض کاربون ) نام جو سنگ بر میبند ! به تهلکه های عظیمه غلطیدن و افتادن کوهپاره های جسیمه التفات ننموده با قیشه فریاد های دور و دراز را بهوای آهن خاک در زیر نقب های سنگ بر می کند یا در قبر بهر قدم بر کام تنگ نهاده و از منقطع شدن نفس خود اصلا نیندیشیده مشغول تهیۀ شادن هستی ای دریائی میشود ! آیا برای چه؟ برای این است که این مشت پر محقر نیز جهان کورز غریبه، و شوق و بوس عجیبه برای نفقه و پرورش آن پوچه ای چون لخت جگرش بهر سو بال و پر میزند و در حلقه دام میفتد، و سینه اش را آماج صیادان جفا بنیاد، و وجودش را طعمهٔ نچاشان این ستم نهاد قرار داده و هزار گونه خطر و بیداد را بر خود گوارا ساخته از جنگل بگیل، و از مزرعه بمزرعه بال افشان نفقه آوری میگردد ! آیا چرا؟ چونکه آن دو چوچه اصغری بال و پر که پیش از سه روز از تخم چونه مثال بیجانی سر بر کشیده به طعمه و پرورش محتاج است !
بنگر بسوی این دو کله گلهای کوچک حس آشیانه، و این دو منقار کوچک خوش ترانه که چه گونه آهنگی است.
مخالف نفسه قانون سرور و طرب را راست مینماید، دیوانه وار بی اختیار غریبی بال وجه و عشرت میزند، آیا چرا؟ چونکه می بیند که ماده شفقت گستر، رونق آن صغیر جهان پرشور و شر را بنا به محبت اثر گرفته از روی هوا بسوی آشیان در فرود آمده است ! .....
§
سبحان الله ! او از شهپر لاهوتی چرا از آن طایر پروازش دست، و مرغ تیز پرواز از فرو منظره این منظرۀ بی گزین و قرین را به اوج بالا ترین سهای حکمت به پرواز آورد؟ دیدم هر ذره از ذرات کائنات، و در هر جزو فردی از اجزای فردیه موجودات یک تجلی عظمت پیرا عضوی و غیر عضوی یک نور مصباح الانوار بسیار مشعشع پدیدار است!
این عظمت از کیست، و این نور از چیست؟ ازین استفهام، روح ارواح، و جسم اجسام بیک حرکت بسیار مهیجی، و بیک لرزۀ سریع السیری در آمده از هر جزو فردی که اجزای فردیه اینقدر کائنات بی اختیار را تشکیل داده اند صد صدای بسیار لطیف ( فونوگراف ) است، چون خبر تلگراف و تلفون سرعت انتشار این کلمه بدست احتوا بگوش هوش این منزجر شخص بر میخورد که: ( لا إله الا هو الخلاق العظيم ) ۰
از بیت و بشت این صورت ذی خلعت، و راحت و عروق این خرقه شهاب حیرت یک نخودی و رضا و لیلی این هیبت میشود. از حال مصحوبان بسکری رود، کائنات را جمله ای از تاثیر شعاع انوار شمسه نگار پرتو بخش می یابد. خود مفرش از تاثیر قوت و سرعت روشنی آن نور از مشرق و مغرب و در از کار باز می افتد، در خصوص تعیین رنگینان نور کائنات چنان مشور و منظره اش نیز مانند قوه نظاره ای که هر میانه برای نقطه ورود این نور قدسیت خبر نمیتواند که جهت تعیین کند. از غرب و شرق منزه، و از فوق و تحت مبرا میباشد، و در بحر حیرت، و مقدار بیخودی غرقاب وحدت آنقدر بر خواجه باشد که هیچ چیزی نمی بیند، و هیچ چیزی نمیشنود، از خود بی خود بخیر می افتد اشعاع جهان سوز عالم افروز جلال و جمال آن نور با کمال تنهائی بهترین هستی بخود تنها باقی بماند جستی وجود همه موجود را چنان بخود ایران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
