Machine transcription
صفحه 9
نمبر 1
(1) کاری با کسی غذاری بخشید .
(2) کسانیکه از فرج عنیم منفصل شوند به اجساد مرده آنها سلوک
قبیح مانند قطع و بریدن اعضا روا دارید.
(3) پیران سال خورده را اگر چه او و یا متعلقین او حریت
جنگ شما باشند بازهم قتل نکنید .
(4) بر زنان حمله آور میشوید .
(5) به بچه های شیر خوار و اطفال متعرض شوید
(6) به مواشی اذیت مرسانید و پای ها می گوسفند و بز برید
(7) اشتر ها را عذاب نه کنید و اگر بضرورت محال شما را حاجت
گوشت افتند باید که بطریق مباح یکی از آنها را ذبح کنید.
(9) گاهی نخلستان را سوزاند و نه درخت سبز را بمیرید و
نه آن را آتش زنید .
(10) جای آباد را خراب سازید .
(11) از دزدی و دست برد قطع تعلق دارید و در هیچ سخن
اظهار بزدلی و نامردی نکنید .
این است قواعد یکه حضرت خلیفه اعظم اسلام فوج خود
قبل از رفتن بخار به وصیت فرموده بودند و مسلمانان نیز در
جنگ برد آنها را شما به عمل خود داشته بودند، حالت آن بندگان
خدا را ملاحظه کنید که اگر کدام یک نفر تیر داشت او ترکیش
نداشت و اگر کسی نیزه داشت شمشیر نداشت و اگر کسی شمشیر
سپر نداشت شاخهای درخت را گرفته از آنها پیکان و خدنگ
می ساختند و بر بدن های خود نه زره پوشیدند و نه خفتان و نه
چار آیند و نه جوشن – در لباسهای ساده و دریده ملبس شده
و ذخیره شان خرما بود که هر کس ذخیره خود را برداشته عازم
جنگ می شدند و هر فرید و هر شهر که میرسیدند این کلمه باز گشته
لا که بیائید ای مردمان که کسی را بجز خدای یگانه پرستش نکنیم
و با او هیچ چیز را شریک نگر دانیم گاه اگر مشرکان جواب این پیغام
الهی را بزبان سنان و سوفار میدادند مسلمانان غیور شمشیر ها
برکشیده بر آنها می تاختند و بعد از جنگ دست بدست این نتیجه
ظهور پذیر می شدند که از شوکت و جلالت نمره ها (الله اکبر)
نشانهای کفر و الحاد نگون سار می شداد بعد از چندی تجمیع مکاران
از حمایت معبودان باطل برآمده زیر حفاظت آن ذات بی انبان
که مالک رض و سیماست داخل می شدند و مجرد بلند شدن زیان
اسلام امالی شهر آزادی حاصل میکردند و فاتحان اسلام شابات
و حاکمیت خود را به نظر داشته به مردمان شهر یکه فتح کرده بود
هیچ سرد کاری میداشتند بلکه و دست خود را در حفاظت شان
صرف میکردند و از آنها جزیه میگرفتند و اگر مردم غیر دین
در پهلوی عبادت گاه اسلامی عازم تعمیر کردن سعید خانه های خود
می شدند فاتحان اسلام آنها را بخوشی اجازه میدادند دعلاوه
بران اہل اسلام دستگیری فر با میکردند و برای مدارات
حریت بودگان و میران اظهار شوق می نمودند و برای امداد مردم
سفید ریش و ضعیف خیرات خانه با بنا میکردند، و اطفال التعلیم
میدادند. و برای کلیسا و بت خانه با اراضی وقف می نمودند.
از زمان ها می گذشته صرف نظر حالا در بیماین حرب حاضری
که در ما بین عثمانی دایطالیه بوقوع آمده یک غور کنیم : دربین
جنگ طرابلس غرب هفت هزار نفر اسیران اطالیه و لشکرگاه
اسلام محبوس می باشند بحکم نشات بیگ سپه سالار عثمانی برای
رفاه آسایش اسیران ذکور در قید خانه شفاخانه با تعمیر کرده
شده و مجر و حسین اطالیه را معالجه با قاعده کرده می شود و
مزید بر ان چهار عد و خیمه ها بجای کلی نصب کرده شده اند
و از تونس پا دریان طلب کرده میشده اند و جمیع اسیران
اطالیه را بعه و یه یکشنبه برای ادامی رسوم مذهبی و فرایض عبادت
شان اجازه داده می شود حال آنکه با وجود اینهم دول
یوروپ مسلمانان را به دهشت متهم میباشند. حالا میباید
که بر تمدن یوروپ یک نظر خوری بلند ازیم (مسٹر فرانسه و کلاک)
که یک اہل قلم نا مور ا مریکہ کی میباشد در اخبار ( نیو یارک در کند )
دام تحریر میکند که فوج الطالبه یک جماعت مسلح قطاع الطریق حیات میباشند.
تقریبا چهار صد نفر اطفال و زنان مسلمان و چهار هزار نفر جوانان اسلام
عمدان با تفنگ ساخته اند و من آن جمله انظار های بیست و شش دیده کرده ام؟
و نیز عکس آنها را گرفته ام سپاهیان خون ریزا اطالیه برسان گاه عربان
این سود آن سو می تاختند و بر مرد و زن و بچه شیر خوابه مهربان که میدیدند
فیر میکردند - حالت افسران اطالی نسبت از سپاهیان نظام به ترود
ا خلاق فوج اطالیه معدوم شد و است و کیفیت معرکه کار زار طر حب
انه کارهای خون ریزه ارمینیا خراب تر است - جو نیل کا شیو احکم داده بود
که ما با ترکان جنگ میکنیم و چون عربان در لباس رسمی عسکری بطور سه پایشان
نظام با ما جنگ نمیکنند باید که کل نظری های عربات که در لباس رسمی
نباشند و مسلح باشند کشته شوند اگر چه آنها بیرق سفید لهم حرکت
بدهند - چند عربان را دیدم که در میان احاطه یک خانه محصور
شده بودند و دوازده ساعت کامل با حریف خود مشغول پیکار بودند
چون سامان حرب شان ختم شد مردم اطالوی آنها را ماخوذ کرده یکجا
انج کردند دیجی از شرارت بد ترین حرکات وحشیانه شان را گرامین
مشاهده کردم این بود که وقت قتل عام عربان یک بچه محصوم
و یک دختر بیگناه و دو نفر زنان سال خورده نزد یک دروازه
اسپتال اطالیه در میان خرمن لامش با وجد ما بحالت نوع بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
