Machine transcription
صفحہ ۱۰
نمبر ۱
و از آنها صدای نحیف و زار بر می آمد چون من این منظر درد ناک را دیدم بیتاب شدم و به داکتر عشایری که متصل اسپتال مذکور ایستاده بود و بظاهر چنان معلوم میشد که گویا عکس های نظاره های مهیب قتل عام را میگرفتند برائے امداد در آن درمانده گان التجا کردم لاکن داکتران مذکور هیچ التفات نکردند – بار دوم من به یک عهده دار صلیب احمر استدعا نمودم که این مصیبت زده گان را دست گیری کنید اما او بی جواب بی پروایانه داده و گفت که هیچ پروائی نیست اگر می میرید بمیرند – علاوه بر این سپاهیان اطالیه بر نگرانی آن نکبت زده گان معین شده بود کسی را اجازه نه داد که آنها را یک قطره آب بدهد درین اثنا آن مظلومان در حالت بیچاره گی و پر دهشتی جان دادند مزید بر آن افواج اطالیه مرتکب جمله افعال و کردار و قساوت و بی ایمانی شده است و برای ارتکاب این همه مظالم جرنیل کا نیوا مسئول میباشد – جرنیل مذکور در یک قلعه محصور است که آن قلعه از اطراف اربعه ( با مصالح بمب بیرون ) یعنی مصالح که بر ان گلوله هم هیچ اثر نمی کند محفوظ است جرنیل کا نیوا اصلاً از قلعه خود بیرون نمی آید و در معرکه کار زار شریک نمیشود لہذا در عدم موجودگی جرنیل حالت فوج اطالیه خیلی ابتر شده است و من بچشم خود دیده ام که سپاهیان اطالوی در جوار همه قریه جات موجوده بودند و هر عرب را که میدیدند گیر میکردند و اوقات دوستان خود را که از دور میدیدند آنها را به غلطی عرب خیال میکرده می کشتند این مردم به سبب کثرت خون آشامی مست و مخمور بودند و از چهره او حرکات و سکنات شان آثارات سکر نمایان بود من دیدم که قریب پنجاه نفر سپاهیان نظام اطالیه یک درجن اسیران حرب را پا به زنجیر کرده در حفاظت خود می بردند و جمله سپاهیان و پیشه افسران خود در عالم بیخودی منهمک بودند چون سپاهیان خون بیک حجره رسیدند آنجا تمام کردند و عربان مظلوم را در صف استاده کرده بر آنها فیر کردند.
این است که دول یوروپ این حرکات خود را تهذیب و مدنیت مینامند و اهل اسلام را وحشی میگویند و به این معیار توحش و تمدن شان گفته می توانیم که ببین تفاوت راه از کجاست تا بکجا فقط
فاجعه پاریس
بعد از نمبر هفت
ازین برخواستنش ها بر گردید که حامله است. و هم آخر اوقات حملش میباشد.
خون خوران بیک و ضعیکه تلاشی و بیصبریش را ظاهر
ادبیات
نمبر ۱
اثر خامه شاعر شیرین زبان ملا عبد العلی متخلص بمستغنی)
بیا ای سر و قد ای لاله رخسار بیا ای سیمبر ای کبک رفتار
بیا ای گلرخ ای سرو قد ای یار بیا ای دلبری ای ماه نظار
بیا ای دل ز هجرت گشته خونبار بیا ای در فراقت دیده خونبار
بیا ای بی دیانت عیش من تلخ بیا ای بی قرارت روزم شب تار
بیا همچون قبا تنگم در آغوش بیا گرد سرت گردم چو دستار
بیا ای طره ات در شام عید بیا ای عارضت عید من زار
بیا ای کرده جان چشم نظر بند بیا ای کرده دل زلفت گرفتار
بیا ای غمزه ات تیر جگر دوز بیا ای قامتت شمشیر خونخوار
بیا ای عاشق از یادت فراموش بیا ای دردمندم بی تو بیمار
بیا ای در لبت جمع آب آتش بیا ای بر رخت حسن نمودار
بیا تا بیند آن لب خصم منکر کند بر معجز حسن تو اقرار
بیا تا بندد آن زلف مسلسل حکیمی بر تن علیل و افگار
بیا بشنو حدیث نا شنیده که تا سازم ز اخبارت خبردار
خبرها رفت از و در هر ولایت خبر داری خبر داری ز اخبار؟
رسید اول قدم تا کشور هند هنوز این طفل نوخیز است رفتار
شکر ریز است این شیرین تکلم چو آن طفلی که آید نو بگفتار
دمی بیدار شو از خواب غفلت که داند این جوان افسانه بسیار
مشو غافل زمین گنجینه راز سخن بشنو سخن بشنو در این کار
مشو غافل ازین دانا معلم ازو آموز ز مردم علم اسرار
چو خواهی صورت حال زمانه مشو غافل ازین آئینه رخسار
مشو غافل ازین گویا خموشی اگر در خانه خواهی سیر بازار
مشو غافل ازین تنگ سخن گوی که تا از هر زبان گردی خبردار
درخت از هند میگوئی سخنگوی درخت از شام می پرسی ز گفتار
یکی از جنگ چین گوید که از روم بپوشد راز کس آئینه کردار
ز هر خیر و شری گیری خبر کوی ز هر نیک و بد عالم خبردار
میا گفت:
— جانم فلوتیلد؟ آیا چرا این چنین سر می جنبانی؟
— مگر سخن مرا باور نمیکنی؟
— بلی، میخواهم که باور کنم اما باز در راست بودن این چنین سخن بشبهه می افتم.
— اما بسر شما سوگند میخورم که ....
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
