Machine transcription
۲۳
کاش ایشانرا نبودی پای بند اندرین غربت نبودندی نژند
هر یکی زایشان ترا بنواختی همچو من در حال تو پرداختی
لیک مجبوراند ایشان همچو من بیقرار اند و نزار و خسته تن
شیر عاجز شد چو شد اندر قفس جرات شیری نماند زان سپس
دیده باشی در عجائب خانه ها خاکروبی را بدستش یک عصا
چون کند بالا سر نوک عصا شیر جنبانده سر تسلیم را
چون درآید در قفس آن خاکروب میزند شیران شرزه را بچوب
همچنان شیران ناطق در قفس نیست شانرا تاب یارای نفس
یک خسیسی را که زندان بیگی است هر یکی زایشان ببوسد پاو دست
همچو موی زنگیان روئش سیا وز قساوت صورت حالش تبا
چون سپر دائم جبینش پر ز چین سینه اش هر دم چو ظالم پر ز کین
در فصاحت ضد ابن وائل است صوت وی چون بت وی هائل است
اقبح الصوت چو اہل زنجبار انکر الصوت است چون صوت حمار
بانگ مکروهش خراشد لوح دل یا تراشد تیشه از احجار گل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
