Machine transcription
( ٢٦٧ )
که گر بازگردد بصدق نیاز
بنیچرو بندش نیارند باز
یقین آوری با کسی برستیز
که از وی گزیرت بود یاگریز
کنون که بباید عمل با حساب
نه وقتی که منشور گردد کتاب
بکسی گرچه بد کرد بدهم نکرد
که پیش از قیامت غمش چشم خود
گر آئینه را بدر گردو سیاه
شود روشن آئینه دل بآه
بترس از گناهان خویش ای نفس
که بروز قیامت نترسی زکس
غریب آمدم در سواد حبش
دل از دهر فارغ پر از عیش خوش
بره در یکی دکه دیدم بلند
تنی چند مسکین بپای بند
یکی گفت کین بند یان شب نون
نصیحت نگیرند و حق نشنوند
چه برکس نیاید ز دستت ستم
تراکز جهان سخت گیرد چه غم
که نامم رکس نگیرد باسیر
بترس از خدا و نترس از امیر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
