Machine transcription
- ( ٢٥ ) -
اینرا گفته در سید در آمد . بالون چون باریسمانها بزمین مربوط بود تنها بریدن
طنا بها . و برامدن برطبقات هوا دیگر کاری نمانده بود . در ین اثنادر میان سبد بالون
يك سگی بر جهیده در امد . این ( توپ ) نام سگ مهندس است که مهندس از هم سنگینی
بالون سگ صادق خود را در شهر گذاشته بود . ولی (توپ) ریسمان خود را بریده
از عقب افندی خود آمده است .
پانقروف گفت :
- اینهم باشد ! از بودن يك سگ چه خواهد شد ؟
. اینرا گفته و يك دو توبره ریگ دیگر نیز بیرون بر اورد . و ریسمانها را بریده ،
بالون بتأثیر باد ماثلا ببالا شدن آغاز نهاد . در اول امر بيك چند دود کشهای خانه
ها خورده و خراب کرده از نظر نهان گردید .
درین اثنا طوفان بصورت مدهش شدت خود را زیاده نموده بود . مهندس در
شب بالونرا بروی زمین نزديك کردن نخواست . وقتیکه صبح شد در زیر پای خودشان
از زمین هیچ اثر نیافتند . هر چار طرف شان بادمه های بسیار کثیف و غلیظی محاط
بود . اینستکه بعد از ان به تجویژ هوا يك قدری صاف شده پنجنفر رفیق بكمال دهشت
در زیر خود بحر محیط را دیدند .
حالا خواننده گان کرام ما میدانند که ازین پنجنفر سیاح چار نفر شان بچه صورت
رهایی یافته در روز بیست و چارم ماه مارت به خشکه افتاده اند و آدمیکه از میان شان
غائب شده ، رئیس شان مهندس سیروس سميت بود .
- باب سوم -
پنجساعت بعد از وقت ظهر - آدم غائب شده - ناامیدی تام -
یکسربسوی شمال بر جستجو - جزرومد - یکشب بسیار
غم انگیز - ديده شدن يك زمین - تاب شناوری
میکند - گذشتن از آبنا .
بیچاره مهندس ! طعمه لطمه های امواج بحرها گردید . سگ وفادار آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
