Machine transcription
- ( ٢٦ ) -
نیز در عقب آن خود را بینداخت !
زده ده تون ، بمجردیکه بر خشکه قدم نهاد صدا کرد که :
- بپالیم ، بپالیم ! بلکه بشناوری خود را بخشکه رسانیدن میخواهد ؟
هر چار نفر رفیق بيك زبان :
- بلی بلی ، بپالیم !
اینرا گفته حرکت کردند . تاب بیچاره از غائب شدن افندی خودکه از جان خود
اورا زیاده تر میخواست زار زار میگریست . از افتادن سیروس سمیت تابه اینوقت دو
دقیقه گذشته است . لهذا از رهائی یافتن مهندس نا امید نیستند .
ازینجا تا بجائیکه مهندس در دریا افتاده بقدر نیم میل مسافه دارد . درین اثنا
ساعت ( ٦ ) بود ده ه اگر چه برطرف شده بود ولی ، شب خیلی تاريك بود . چار
نفر رفیق کنار ساحل را گرفته یکسر بجهت شمال پالیده پالیده روانه شدند . زمینی
که بر ان میگذرند پر از سنگستانست . از سبزه و نبات هیچ اثری در ان دیده نمیشود .
در بعضی جاها آنقدر سخت و بی گذر است که چار نفر رفیق از هم جداشده در پی یکدیگر
برفتن مجبور میشوند . گاه گاهی بعضی مرغان بال بزرگ بسیار کلان نیز از پیش روی
شان يكباره خیز میزنند .
در هر چند قدم هفتاده گان بالون می ایستند . و بطرف دریا گوش مینهند که
آيا يك صدای انسانی از انطرف می آید یا نمی آید ؟ هر گاه مهندس بخشکه افتاده باشد،
و بفریاد کردن مقتدر هم نباشد . نوب البته بصدای خود برفقا را رهنمائی خواهد کرد !
اما بجز صداهای مهیب موجها ی بحر که با ساحل مصادمه میکرد دیگر هیچ صدائی
شنیده نمیشد .
پانقروف پرسید که :
- آیا شناوری میداند ؟
تاب - بلی میداند ، و هم توپ نیز با اوست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
