Machine transcription
( ۱۸۳ )
هيچيك صدائی که ارباب تفکر را تعجیز کند شنیده نمیشد. تنها!.....
سكوت ! .....
گويا يك دست معنوی، بزنجیر بسیار قوی سکونت ، دست و پای هر چیزیرا
بسته ، و برشته سکوت دهان همه اشیا را دوخته بود .
شاعر ، درمیان این سکوت روح پرور ستاره بسیار لطیف آسمان
خیالراتما شا میکرد .
§ آفتاب جهانتاب از گوشه افق طلوع نمود . صبا بهبوب ، دریا تموج
خفیف مرغوب ابتداء ورزید مرغان چمن نیز به ترنم دمساز گردیدند .
چشمان شاعر ، در حالتیکه اموج كوچك كوچك لطيف دریا را تعقیب
میداشت ناگهان بمسافه دو صد قدم بريك (صندال ) یعنی کشتی کوچکی
تصادف نمود . دقت کرد : درمیان کشتی آدمیرا بخواب دید ، کشتی را
نیز امواج آهسته آهسته بسوی ساحل میانداخت .
بعد از کمی کشتی بسنگهای ساحل مصادمه نمود. آدمیکه در میان آن
دراز افتاده هنوز حرکت نمیکند !
شـاعر ، متفکر گردیده از جائیکه نشسته بود فرو آمد ، بسوی کشتی
بحركت افتـاد . وقتیکه بکشتی تقرب نمود — از برای شناختن کسیکه در
کشتی افتاده بود بیتـاب گردید . اما بشنا ختن آن موفق نشد . چونکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
