Machine transcription
( ١٨٤ )
( شابفه ) ( ١ ) حصیر نازکباف نائم بر رویش افتاده، و ( مانتوئی ) حریر
سیاهی یعنی خفتان درازیکه مخصوص نسوان اورو پاست در بر داشت نیز و
جودش را کاملاً مستور نموده بود . شاعر ، چند دفعه بر نائم مذکور
آواز هم داد . لکن هیهات ! نه جوابی شنید ، و نه حرکتی دید .
نهایت الامر بیتاب گردیده داخل صندال گردید . از روی نائم شابقۀ
اش را بر داشت .....
آیاچه دید ؟ یکدختر نی نی ! بلکه یک پری !
شاعر ، چنان پنداشت که دختر ملک سیما بخواب بسیار عمیقی رفته
است . ولی رنگ شکسته خون آلود دختر خطا بودن این حکم شاعر را
اشعار مینمود . شاعر در اثنا ئیکه اینحالت دختر را دقت میکرد . دفعۀ
چشمش بخنجریکه در سینۀ دختر خلیده بود ، و خون لاله رنگی که ازان
در جریان آمده بود تصادف نمود. فریادی زده بچابکی تمام خنجر را از
سینۀ دختر بدر آورد . درین اثنا دختر نیز چشمان آهو مثالش را
کمی از هم باز نمود . بعد از ان در میان شاعر ، و دختر این محاوره
جریان نمود :
دختر ــ گفت : آیا بر من دلت میسوزد ؟ دل مسوزان ! بلکه خنجر را
( ١ ) شابفه یعنی کلاه فرنگیشی که نسوانرا مخصوصست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
