Machine transcription
۶۸۳
صورت است بیدریغ بان اینه یم از نقش عکس آینه رنگین نمیشود خوبان
دیده در خانه من پاکترا مردم شهر کشته مشهور که این خانه پریخانه بود پریخانه
وضع حیرت کودکان اسکه تسخیر دارد وصل آئینه طپش از دل بسما نی حیرت
مید در دیده با حسن جهان نظر طلی کردند که در انشات خوبی حسن او در دوست نظر خط
اسطره کا رزرگان نمیشود ظاهر ز دست ناخن پا هیچ عقده نکشاید نقطه
طبع سنگدل سخت زکینش شود قطره یلی از ساغر کوسار جای می صدا خیز هفت
نظرهای غلط انداز خوبان عالینی دارد که چون خطا نگین کر جا ید راست نظر
از سواد اعظم هند سرزلفش دلم سوی شهر سنان چین کاش رفت زلف
زلف سر تار تو ما را میکند آخر بلاک کشته کرد و چونکه در فن طبع زمین حرا لطف
از سفیدی های چشم انتظار راه دوست داغهای سینه را دل پنه کاری میکند انتظار
در دیده آب چشم و بدل آتش جگر چوب نرم که سر سر از آب شستم شبنم
چون جامه در روش میرسید ارمان دری نخل نو جو انرا با غبان د میپوشد ناز
دل بد ر چشم دادم کام کا مچوان بلی که بر همراز ادش کنند چشم
پس نور ذات او فرقی ندارد کفر دین خانه دیر و حرم از شمع یکسان دشت شمع
دمهای کرم یار کرد از دلم کشود این غنچه را برو نفس با میکند دم کری
سیه مو یگان چشم شوخ یار کر دی گل پر پرده های دیده با دام مینما هم چشم
اگر جای حریر ت را هم در استخوان چخو بی زان استخوان صفها گردیده تیر
ز شرم داغ دل که محرم بس میمانه در رنگ آب آتش از پر پروانه میریزد داغ
کل ب میام بزرگی برو سوی همت زنان کریم با غبانت جای کل در نشاه خطاب بلیه
چنان دل از تماشایت نسازد پاره کرد کمین از چیدن المات گریبان یک بیمار تماشا
چون شود انا وارق تعلق پادشاه حاتم از شوقی نام شان کرد در حلقه تعلق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
