Machine transcription
چین جبین
زرافشانی
ابرو
ابرو
خال ابرو
چشم
چشم
مژگان
چشم
حنا
دست
پای
قد
خرام
خرام
قد
خرام
رخ
ابرو
سجده فروتن
مبتدی حسن
من از چین جبین تند خوی بتان طرز
زرافشان کرد جبینت را
گر در آئینه کند جلوه گمان بردی کس
بر گوشه ابروت بود خال سیاه
خال میان ابرویش دید چودل بساله
مهر بادامی چشم سیت با همه مهر
خایم چشمش از ان بر مردمان شد نظرا
چشم انیمه کز آن شوخی مژگان بیند
ترک چشم تو وصف مژکان
زانشک کلک سمرانگشت یار رسیدم
پامدست نگارین بسوی گلزار سیزده
زنش آن کف پای نگارین
این دیده پاره ائینه بر شاخ حیات
بالای تو از نزاکت طرز خرام
کز انیمه باین طرز خرامان گذرد
نی قدو بالای موزون در صحن چمن
گر بباغ باین طرز یار بخرامد
زنیمه پایه خوبی رخش نهاده بلند
بقصر بار که حسن جفت ابرویش
زبس که پیش قدام جو نقش نگین
نشیب صیت تو باشد فر از سقف فلک
بسان جوهر شمشیر بار خویش میابم
بافشاندی ستاره بر خورشید
جوهر آئینها و پس فزع میگردد
یا نقطه عین تیغ افتاده غلط
شوخی حسن او نگر قبضه یکی و تیغ دو
بهر ما هیچ براتی بنگه محضر نکرد
مهر با دامی درین ایام باشد کوما
شخص تمثال چو غربال مشبک گرد
سپه چنگیز و خنجر تیز است
زدرد خون شده و سجده و کف چنا
رنگ گل همچو هوادر شگفت اندام کو
زمین پر گل چوجیب با غبان ب
در بزم قد نا قد سروت بر گرفت
مانند الف زمانه در ناز نشست
عکس بستان در ائینه چو سماب
میگرد چون مارول را سایه سرو
روی خاک دودمان چو سرو
وحسن ماه رخش یک قداستاده بلند
دو طاق در نظر مردمان کشاده بلند
زمین ز خاک من بکدا افتاده بلند
زمین شعر تو طرزی بس فتاده بلند
صورت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
