Machine transcription
روی
پری
روی
کوزه سفالین
بخش
زلف
تبخال لب
می
خط
خط
خط
خط
خط
خط
خط
خط
خط
چشم
چشم
شبنم
روی توبت نورچشم مردمان آینه دار
زان زعکس عارضت آئینه مردم میشود
به پری طینتیم باشد تمنای دلم طرزی
نه ازطول امل بر گوشهای این گران بندم
آئینه چون بروی تو لاف صفا زند
ایخیره رونا است دلی رو نمیشود
سره جوشش مستی من حاجت بمی ندارد
چون کوزه سفالین من خم دو را ب میشم
بخشش خورشید کرد وزرا نباشد نقصا
صبح زر پاشد ولی شب پس تارین میشود
پایم بدوش صبح قیامت رسیده
خوابم بیاد زلف تو از بس دراز شد
نیست این تبخال از تاب حرارت بر بشت
بوسه از شوق لبش بر خود چی می زند
گویند می بجهم پچهل روز میرسید
از شیشه تا بلب نرسد می رسیده است
رخت بدعوی خوبی چو خط برون آورد
دو چشم شاهد ی و حسن تو گواهی داد
تمسک خط دعوی خوبی رخت
سند بخلاصه و مهر آفتاب بود
بکرد صفحه روی توخط مشکین بت
رقم بخط غبار است شرح گلشن راز
یاقوت لب بچه حسن با خط عنبرید
تفصیل شرح سوره یوسف نوشته است
چو خط روی ترا دیده دیده روشن گشت
ببین بصحفه قرآن نوشته سوره نور
یاقوت خوسش لعل لبت و دهان تنگ
با خط نسخ حاشیه مختصر نوشت
گفتمش خط تو گویا خط صاحب قلمست
گفت نی نی خط من سرخط مشق حسنست
خط و لب ودهنت چو دید طرزی گفت
نشسته خضر و مسیحا بگرد آبحیات
لب مسح پر رخت است و گفت سواد
خط تو خضر و دهان تو آبحیواست
زبس مردم ازان دو عنبر من چشمیت
که آهوی حرم دامن گلستانت
در غنچگی چو رسم از باغ چیده اند
تا بر رخ که باز شود چشم بسته ام
بدوش غنچه بگلزار دیده شبنم
با نتظار رخ آفتاب کشه سفید
قطعه که برای نصرالدوله فرستاده بود و آن نیز قطعه بهمین قافیه در جزو فرستاده بود
در قطعات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
