Machine transcription
دی در خم آن زلف نرند افتادم
از بسکه شکن داشت به بند افتادم
گفتم که چرا شکسته ای سرزلف
گفتا که ز بالای بلند افتادم
از درد و غم شباب غمدیده شدم
از پیری و ضعف پاک نادیده شدم
آخر زکمال لطفت ای مردم چشم
وزحسرت سنگ تو دو چار با دیده شدم
ای آنکه بجان و دل عزیزت دارم
کی حکم غم تو بستیغ بیکارم
از بسکه رعایت مزاج تو کنم
گفتن نتوانم آنچه در دل دارم
ناحق ترا بسینه مهمان دارم
وز لخت جگر کباب بریان دارم
از آتش عشق بسکه دل داغ شده است
در سینه ز داغ نو چراغان دارم
از ناز غم تو سینه بریان دارم
وز دوری تو دو چشم گریان دارم
بر سفره پاره جگر میسوزم
بر آب روان طرح چراغان دارم
در هجر تو هر زمان بجان میلرزم
از بس غم تو من بجان میلرزم
از بسکه مزاج نازک است لطیف
بر طبع چو شیشه ات بجان میلرزم
بیا همت که ماهم یار کردیم
نکرد یار چون پر کار کردیم
بیادش انقدر از خود بر آئیم
که آخر یک سراپا یار کردیم
بیا همت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
