Machine transcription
مدهی که شد پست خاک اوج رفعت او توان
بری که خرمن ادلی بدست حاصل او کن
دلی که رفته ز خود رو برو برابر او تو
کسی که سوی تو بیند مقابل او کن
دلی که داشت صفا طرزی نقش صورت او تو
کسی که سوخت بداغ تو شمع محفل او من
جواب صائب در قید بارگفته
سرو پیچان دتمن گیسوی تو سر رشت من
روبروی خصم رفتن کار شمشیر است من
دامن صحرا چاک غلطیدن بخون آگین تاست
همچو کل در خون طپیدن رسم تخمیر است من
در خیال زلف مشکینت بزندان فراق
از سه سحبان شب دیجور دلگیر است من
خنده چون مانش ند سید نگشود از روگلم
بعد ازین در عاشقی دامان تقدیر است من
سوز اسیا چروکتاب غنچه ساغ دارد
عادت آن زلف پیچان کرمیکیر است من
دادل صد چاک اندر و همت با و جنون
ناله و فریاد کشیون کار زنجیر است من
مرتبا در حیرت آباد جهان آئینه سان
محو بودنها نصیب نقش تصویر است من
جواب نجود در کابل گفته
شوخی سوز دار بستان ارد در و شندگ
رم چشم پری شد حلقه دور سپند من
یک شب نگری دل برد آن افونگر جادو
بمن چه کشش چشم بندی دو شوخ چشم بند من
بصبرم متصل زاغوشتر از بجلاب بیایی
چه شد گر تلختر از صبر شد داروی پند من
شکار نمره صیدی نه بند و حشم فتراکم
شکست خاطر صیاد شد چین کمند من
بمن ملکن سخن خوشتین چوان آئین حیران شدم
اگر آئینه بنمایم نه بیند خود پسند من
کجا است هم کتاب شوقم شهر صنعان باشد
بهر جا بگذرد از ناز آن بالا بلند من
زمین چاک سخندان افتاد خشک طبع کلوخم
ز جومی کهکشان آسان عبور اسپ سمند من
بس طرزی طناب خیمه فکر من رسا باشد
بکوه قاف بند د گردن عنقا کمند من
از طبع خود در بیکلر گفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
