Machine transcription
خدنگ آه در دآلودم از گردون جهد بیرون
ز زهر اشکت دارد آب پیکانهای تیر من
سواد بود نابود وجودم کشر در دکشن
بچشم مور گرد د مردمک چشم حقیر من
ندار آینه کز پوشم بدوشم جامه زیبد
ز حیرانی بود سر رشته تار حریر من
نگاه انتظار آلود از عکسش نمیکردد
روان ناکوی شیرین میرود این جوی شیر من
دلم آئینه دار جو ر عشق مهوشان آمد
بجز این تمثال در وی نیست نقش دلپذیر من
دماغ جاه میفارد دل ز امیدوارهها
بتاج خسروی سر را در مارد فقیر من
چنان از صیقل وحدت مصفا شد دل رشن
کند کسب صفا آئینه از زنگ ضمیر من
کشم بار سبکساری زبخت تیره کون طرزی
که میکنی ندارد ذره چون سایه قیر من
بر طرز بیدل در کابل کشته
ندانم از غم حشم که مینالد اسیر من
چو مژگان سرمه آلودست لبهای سفیر من
نسیم گلشن رنگ بهارم غنچه جنگم
در آغوش قفس پرواز ها دارد اسیر من
رموز سر نوشت کوہر خاکش بیانی دا
بخط موج میسازد رقم کلک دبیر من
بیاد جلوه اش از خود بکیرت آنچنان رفتم
ندید آئینہ در تمثال حیرانی نظیر من
توئی چون دستکیرم یا محی الدین جیلانی
زپا افتم اگر دستم بگیری دستگیر من
سپرس از شوکت جا ہم که از فرما نروا
بسان موج بر آب روان گرد د سریر من
ندارم دستگیری یا محی الدین جیلانی
بطرزی دستگیری کن که باشی دستگیر من
بر تتبع بیدل در کابل گفته
دلی که کشته شهید تو مال سمل او من
کسی که در دو نو جوید نهان سر نل او من
دری که زد بصفا غوطه آب عزت او تو
یمی که موج بلازد کنار ساحل او من
کسی که ساخته با عشق شمع مجلس او تو
کسی که سوخت چو پروانه باب محفل او من
دلی که عکس پذیرفت نقش صورت او تو
گلی که بست بکش داغهای نل گل او من
کسی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
