Machine transcription
۳۶
فرود برعدم پاس از در ودنها گهر بجيب صدف يكت است سودنها
بغافلان نبود روشني آگاهي مخواه ديده بيدار از غنودنها
بمحقلي كه ادب سر خط حيا كردد عوض ببستن جشم است لب كشودنها
بروي آينه سايه تيرگي با قيست غبار خط بيشا نيم زدو دنها
بپامالي اهل صف مكن جرات كشنده تر شود الماس از زدو دنها
سراغ حاصل خرمن بجيب دانه كنم كه سعي كاشتم داد بر درو دنها
بجيب غفلت دل نقد عافيت باشد حواس جمع نگردد بجز غنودنها
فزوني سر و سالم زحسرتم ميكا هد كمي فزود بر اعدا و من فزودنها
سراغ پاي گذشتن گرفت آمدم نهان بجيب عدم گشتم از نمود نها
بخامشي توان داد شرح حرف فغان كه عذر ناله بود وقف لب كشودنها
وجود سوي عدم گشت رهبرم طرزي كه نا نمودن من دا نمود بو دنها
بر دوش بيدل
بهر سودا نه غرس كرده ام از خوشه چينها فلك يك مزرع سبز غمت از بي زمينها
دران موي ميان كردم زبس باريك بينها نكه در ديده ام شد خشك همچون بين كينها
ز هر عضو شر جهاني ناز لطف آميز ميريزد سر ابا نازمن از بسكه دارد نازنينها
زبس در معني باريك پيچيدم سراپا را عصا در دستم از مو باشد از باريك بينها
ترا زيبد كه دعوي سخن سنجي كني طرزي كه دارد شعر شيرين تو برجان دلنشينها
چنان از عشق آتش خود دلم دارد حرارتها كه همچون شعله مي آيد برون از غنچه اشارتها
ز رنگ قسمه نيلي نيست آن دنباله ابرو كبود از بس نزاكت گشته از ياد اشارتها
سواد خانه حيرت چشم بته روشن مژه خواباندم وكردم بويرا ني عما رتها
جاز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
