Machine transcription
۴۸۵
بسكردي چه شدکرچون نسیم ناتوان
از جفای مخبر سرب چرخ آسمان
بكه پیرامن مركزی قرار افتاده ام
چون سپند از بسکه مشتاق تماشا توام
دمبدم در پیش مردم آب میكردم چو اشك
بسكهتازی برین نامش حسرت میطپم
لیکن وقت امتحان صد لطمه بردریا زنم
نیست غیر سایتع توجا یی ما منم
پر نفس چون شعله بنود بال وحشت میزنم
در حضورت خویش را بر روی آتش میزنم
بسکه زدا من شرم خجالت ما د منم
كشته چون خارهای اندر پیرهنم
برطرز بیدل در كابل گفته
زتاب شعله خویت بسوز دل وطن دارم
بچشم جادویش دیدم نكردیوانه خواهم شد
ازان رو قطره خونی بررحم تبخاله می بندد
بجونیستی كجا از اسباب آسا
زبون اند و سامان رنگ غنچه پیدا شد
چوشمع از استقامت جام جم در دست من
جهان اندیشه تصویر خیالش محومیکردد
میان حرص و از ونفس شیطان انشد غافل
چنان داغ دلی دارم كه در مهتاب میسوزد
چو بیدل رستم طرزی زخود هر چند با شدم
امان چون شمع در بزم تو آتش در دهن دارم
كه پیش مه طلبم میكنم تا خودسخن دارم
كه چون انگار رنگ شعله در بر پیرهن دارم
نفس راجوش مینا بال خیال او طن دارم
نفس دردل شكم طح انداز چمن دارم
كه من روشن دلی در هر رگ کردن زدن دارم
كه یادش را بجای جان شیرین در بدن دارم
بمین طرزی که من هم خلوتی در انجمن دارم
تو خود پرسی مرهم نه كه من داغ كهن دارم
درینجا همچوكو هر خلوتی در انجمن دارم
بر روش بیدل در كابل گفته
کرناله بیادت ز دل تنگ برآرم
در محفل در دت زلب شیشه و ساغر
از روی خبر داز رخ چون كامه الرشگ
فریاد بجای شر رنگ برآرم
خون در عوض باده کلرنگ برآرم
صد بار چویاقوت پر از رنگ برآرم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
