Machine transcription
۴۸۴
زکام امید پيمای عالم کام بردارم
که ماکام امید از لعل آن خودکام میگیرم
ندانم نامداران چین نمیر دزیر نام خود
که من همچون نگین جان میکنم تا نام میگیرم
ندارد حاجت جام و صراحی بزم ماطرز
پردطادرس نامم از پر خود جام میگیرم
بر طرز بیدل در کراچی گفته
بشکه تابد موج فکر نارسائی پیکرم
در پس زانو بخود پیچد سرا پا کوهرم
تاخیال چشم میگوش بز م جلوه کرد
جنبش بال پریا دست موج ساغرم
کرنه واری جیب هستی خود کل کنم
چون شره برخویش از صد جاگریبان میهم
کویز مدنهای پروار نفس وحشت کند
چون سحر از مستی موجو م خود آن سوبرم
خانه آئینها از بسکه لبریز صفاست
در درون خانه ام چون عکس بیرون درم
از شرار اشتن دل همچو شمع بزم یار
شعله آتش نماید دسته گل بر سرم
اخگر داغ درون از آتش بیتابی است
کستردسنجاب خاکستر بروی بسترم
بر جهان بی نشان آغوش کشانیم زما
چون نفس گریکدمی از نیستی خود بکندرم
سکه از انداز وحشت بال پر دارم در ساسات
از طپیدن مرغ دل پرواز بندد دربرم
در چمن از شوخی انداز ناز جلوه اش
چون کل از بیطاقتی پیش گریبان سیدزم
در خیال غنچه و بهای بهار ناز او
تا چوشبنم باد هستی میکند از خود ترم
آب را کر کوهر یکدانه میسازد صدف
لفظ را مضمون تراشد طبع معنی پرورم
طرزی از افسون بیرنگی بنرنگش هوس
هر زمان صد آسیا بمی نمک کرد د بسرام
از طبع خود فرموده
شور بحر عشق او چون در دل تنگ افکنم
من که ماند حباب از ضعف بر خودبشکم
از دلم ربب نفس تا گرد طوفان میکند
کبله از موج و تار موج رگها بر تنم
سکه در گردانم با یادرخش از شخص حیف
از زبانه آینه عکس خود دندان سنگیم
النسیم گرادی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
