Machine transcription
۴۸۶
گهی مانع رسائی گهم از ظلم مکافاتی
لکن جوری که میدانی که من با درد خشنودم
زروی خاکساران گذری سرکش که موئی
چه شد ظاهر چو اخگر در نظر با خاک آلودم
گلستان میشود از فیض خجلت بر رخم طرز
گر صد در وجود ان افگند در مار نمرودم
جواب سلیمان در کامل گفته
از بس ضعیف غمت ای دلربا شدم
وامانده ز راه تو از نقش پا شدم
اجزای من چو گل بنسیمی زهم فتد
تا در چمن چو غنچه بشگفته واشدم
صد بار دست رد بدهان سخن زدم
در گوش خلق تا که چو حرف بجا شدم
در پردههای راست نوایای ساز دل
گشتم چونی ضعیف که تا با نوا شدم
صد بار جان ز ناله براتش فکنده ام
همچون سپند سوخته تا میصدا شدم
گرد یتیمی از رخ من کس نمیبرد
همچون گهر ز گوشت صدف تا جدا شدم
مد نگاه من چو فرومایه تنگ شد
با چشم سرمه سای تو تا آشنا شدم
بازی زلف عاقبتم صید دام کرد
بازی بشمر دم و بدبان بلا شدم
طرزی چو آفتاب بگردون سرم رسید
تا خاک روب در گه آل عبا شدم
بر طبق بیدل در کراچی گفته
تا مقابل با رخ آن شوخ بی پروا شدم
شبنم سان یک پهر من باز کمتز از هما شدم
گر شاهی داشتم در قم بتاج فقر خود
خواستم گیرم هما اتنوز دم عنقا شدم
از سراغ وحدتش در کثرت اما و وجود
گم شدم چندان ز خود کز خویشتن پیدا شدم
چون سپند از اتش رویش به پیش انجمن
ناله کردم سوختم در گرد دل پیدا شدم
تا نفس پر زد طپیدن منزل خاک ریخت
نشۂ تاکشاپری از شربم من مینا شدم
بند قیدم در سفعل چون جماد با افسرده ام
وسعت مشرب تامل دواس صحرا شدم
هر که زد بر نیستی اثبات مطلق میشود
محو محض انقدر گشتم که خود لیلی شدم
الم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
