Machine transcription
اسم من بیرون تعداد صد افتاده است
موج دریا محوشد ما من دریکی شدم
بسکه بی او چون نفس هر لحظه از خود میروم
یار رفت و من بد نبالش صدای پاشدم
موج بحر آبر و سیلاب از خود رفتن است
بر دلم جوش صفا لبر یز شد دریا شدم
گفتگوقانون ساز پرده وهم خودست
یار چون خاموش شد من اینچنین گویا شدم
در جبین شمع سان نقش قدم خوابیده است
بر دوش بهر انقدر سودم که نقش با شدم
در میان ما و او اسم و مسمی پیش نیست
جملہ او بودم دمی با خودنشستم ما شدم
در کشی مشکل نا ناخنی در کارنیست
عقده های غنچه هم از لب کشو دن و اشدم
در بیابان فنا از زیر بار نیستی
تا نفس از دور گردی کرد من پیدا شدم
طرز بی از نقش و نشان خود حکویم بیش از ین
زیر پای بی نشان نقش نشان با شدم
بر طبق بیدل در کابل گفته
انقدر در یاد او از خویشتن یکسو شدم
کز لطافت اشک کل کر دیدم اعتر بوشدم
سالها بربوی با داد بخود خوردم کره
نا بسان غنچه کل یک حم را نوشدم
در خیال سجدۀ آن افتاب بیزوال
بر جبین افتاد کی چون سایه یک پهلو شدم
مفت در ایوان ناز او نکردم جای کرم
نفی خود کردم که اثبات نک او شدم
در بیابان جنون دشت شکار فرصت
از رمیدن بانگاه دیده آهوشدم
از تواضع بس مردم تا حم کردن زدم
بر سرچشم بتان هم خوردم و ابر و شدم
در چمن صد بارچشم از اشک حسرت شسته ام
تا چوشبنم محرم آن غنچه خود رو شدم
بسکه در بزم صفا تسلیم حیرت کرده ام
با دو عالم یک بداننه سان یکر و شدم
در میان بویه عشق تو جسم نا توان
انقدر بکداخت کا خر موشم مو شدم
نالۀ سرسودم بیا سبزه و خار چمن
صاف مشرب از صفا مانند آب جو شدم
عاقبت چون غنچه باری طاقتم بر خار شد
در سرش خونبها از بس بجمه شدم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
