Machine transcription
۴۲۲
بوی کل در چمن از یار محبید چون کل
غنچه را که بخاطر کذرد کلشنش
رنک یاقوت چو موسی سراتش پیچید
بخیال آرد اگر لعل لب رنکینش
عاشقان در غم او از دو جهان بیخبرند
نشئه پرنشئه است دل بویش
همچو آن باده که از شیشه دهد عکس برون
خون عشاق نماید ز دل سکینش
نکهت مشک ختن همچو کل شمع شود
چون شود یار بخم زلف کجه مشکینش
صفحه همچون پر طاوس زند غوطه برنک
چون مکتوب کنم وصف کف رنکینش
همچو سوسن شودش تن سر ناز کبود
از لطافت بود ار پیرهن نسرینش
صید دل را بمهش باز زره میکرد
طره کیسیه غداره طرار بود شاهینش
من اشعاره
ندانم تا کرا افکنده در خون چشم فتانش
که همچون شاخ مرجانست کلکون تیغ مژکانش
شهید خون چکان تیغ آن شوخم که از عزت
زیارتکاه عالم شد سر خاک شهیدانش
نه خاست انکه بر سیب ذقن آن نازنین دارد
که عکس وجه افاداست بر چاه زنخدانش
چکویم از فضای دلکشای حسن کلرخش
که از نسیم شکفتن غنچه روید کل بستانش
چسان کل کنم تشبیه آن کلزار خوبی را
که صد روپاست راز غنچه باشد جیب دامانش
خرد بیجا نسازد محو اثار بزرگان را
که در یابی کند ظاهر طلب سیمای پنهانش
بدوزد سر در چشم او بقلم تیر تر کرد و
غبار ره شد سنک خسان تیغ مژکانش
ز خجلت سرو همچون سایه خود سر نکون کردد
چمان سوی چمن آید اگر سرو خرامانش
ز بس شاداب می اید نسیم کلشن کویش
چو برک کل طراوت میچکد از خار بستانش
بتاب طره سنبل زخمار خواب بر خیزم
دلم در خواب اگر بیند شب زلف پریشانش
منم شاکر در استادی که اندر مکتب عشقش
فلاطون را کند تسلیم دانش طفل نادانش
ببزم وصل او طرزی دلم شد آنچنان خوشنود
که با حیرت در چاره ام ساخت طرز چشم حیرانش
ردیف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
