Machine transcription
۴۳۱
سموم سید چنان صیاد شیر افکن که از عزرت بر آهوی حرم صد باز دارد صد نفر انگش
بمجر ماه بیمار آرد غد از شرمگین مینا بجاسی کرد خیره بوی گل از خاک غمناکش
نمیخواهم که آن گل سوی گلگشت چمن آید که خون گل مبادا توده سازد دامن پاکش
شود بخاله خونین بگل هر قطره شبنم بگلشن گر شود بی پرده رخسار عرقناکش
کمن بند دش باقد بندش سر و موزونرا که دارد یک سرو گردن بلندی سرو چالاکش
نم خاک ره گردون شکو هی آسمان قدر که میباید فلک چون سایه رخ بر ساحت خاکش
درین گلشن از ان طرزی چنین دیوانه میگردد دو صد چشم پری چشمک زند بر خوشه تاکش
جواب صائب در کابل گفته
چشم از تنگی هر گوشه باغ و بهش عاقبت یافتم از هیچ نشان سخنش
نبود یاسمنی رنگ تن نسرینش اطلس ساده گل گرچه بود پیرهنش
نیست آن خال که بر سیب زنخدان است بونه تشویه افتاده بجا ء ذقنش
طوطی ناز وطنی در شکرستان دارد یا بر آمد خط سبز از لب شکر شکنش
گرد خطیست که از طرف رخ یار نمود شکم و دار شبر زلف عذار سمنش
گر بچین نکهتی از حلقه زلفش کیزند هیچش ناف خود ما نده شگک ختنش
مرغی که شد صیدوی از دام دگر آزاد سوی گلشن نرود بلبل طرف چمنش
خون من هم چو حنا گر چه بریزد در پای چه شود گر بگذارد حریفان بغنش
هر غریبی که بیاد تو ز خود کرد سفر تار چون شام غریبان شده صبح وطنش
رقم طرزی از ین شمع تو تا یافت فروغ خنده بر صبح زند روشنی انجمنش
جواب شوکت در کابل گفته
باده روح فزانیست لب شیرینش موج آن باده گلرنگ خط مشکینش
از میانم نکند باک که آن شوخ نیاز باشد از صافی آئینه پر بالینش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
