Machine transcription
زکوه قاف اگر بگذرد پیکان تیرش
که مژگان پریزاد است اندازد بپیرش
نگشتهای آن ابروی جانزا کرد خم سازم
تنم باریکتر از موی کرد و دقت تحریرش
بشام طره آشفته اش آشفته میخواهم
بلی خواب پریشانرا پریشانی است تعبیرش
لب تیغش سراپا غوطه زد در جوهر ذاتا
ز شوخی خون جوهر دار ریزد زخم شمشیرش
زبان حرف آن چشم سخنگو را که میداند
که چون مژگان سراپا سرمه آلود است تقریرش
که تیغش نشوئی بوسه زد با آن کف رنگین
که خون رنگ بوی گل آب شمشیرش
دل و چشم دو وارفتن در پس و قبال ابرویش
بلی پیکان دود از پیش و سوفار از پی تیرش
ازان خط جبین بخت مراگرمی مشوش شد
قلم لرزید از حیرت بخود هنگام تحریرش
بر روش بیدل کشد
در ان میدان که میگردد نمایان پیکر تیغش
نهان خون دو عالم میشود در جوهر تیغش
بکار بریدنها دم تیغش برش دارد
صفای جوهر ذاتی است اصل گوهر تیغش
ببازم سر بندهای اوج سبز بال او
که چون جوزا اسد کرد دو پیکر از هر تیغش
ز فیض خدمت روشن دلان در صفا خیزد
سراپا غوطه در جوهر زنده و سنگ بحر تیغش
رئیس پرواز سعی از بهر قتل صید خود دارد
عرق چون خبطه صیاد ریزد از پر تیغش
میان کشتگانش سرفرازی میکنم نازم
که باشد سایه بال هما در شهپر تیغش
باهل قدر نسبت سنگ قدر ناکسان کردو
که تیغ کوه سنگین شد زسنگ لنگر تیغش
بوقت قتل صید شعله خوی گرم خون من
بخود چون دانه تبخاله بالد جوهر تیغش
زموج چشمه حیوان مراد دادند آبش را
که سیرت بقاشد عالمی از ساغر تیغش
بزیر تیغ رنگینش بطرزی گفت شب بیدل
بدخشانها میکدم شباند جوهر تیغش
من طبعه
صفای جوهر ذاتی بود تا همدم تیغش
تپش هر دم جگر بر خاک هردم از دم تیرش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
