Machine transcription
۴۰۸
گل رنگین ادای باز پروردی که من دارم
سخن بر لب چو گل رنگین شود از بوی پاکش
بود تفریح قلب روح بیماران نگاه او
بنفشه پرور گل از فردوس است خاکش
زبس دارم هوای دیدن بالا او طرزی
زجا یک فقه جو پر چون گرد و بشنوم پاکش
برطبق بیدل در کابل گفته
شبی در خواب اگر از ناز گیرم در بغل تنگش
دراز چشم شود نیلوفری از نازکی رنگش
درین گهسار از بس آبرو دارد دل نازم
بقدش خرد کشد از ناز بار شیشه سنگش
قدم گشته ام را ضعف پیری می زنو دارد
چه شد گرنغمه آهی کم کنم از مدعون چنگش
خودش در پرده پنهان و برون صد جلوه دارد
بپرده می که میر شارم چه افسون کرده نیرنگش
خیال جلوه نازش بیک عالم نمیگنجد
حسان جا میتوان کردن دن سینۀ تنگش
نمیگر د دامن مارا بزور پنچه کج طبعان
چو آب از پاکی طینت بردن می کم زنگش
جنون بچه از سنگ طفلان میشود افزون
من و آن طفل بدخوئی که در دامن بود سنگش
مباد شوق گلزارش ز احوالم چه میرسد
که چون کل پوست برتن میدر د از شور اهنگش
زنوک خامه طرزی چکد صد معنی رنگین
بیای منکر قدرت نگر بر سحر و نیرنگش
بر روش بیدل در کابل گفته
گل اندامی که من دارم چسان در برکشم تنگش
که از تاب نگاه گرم پر رخ بشکند رنگش
بپایش چشم بستمش نگو چون از دل بگویم
که دارد شکوه نازک ز دست شیشه سنگش
ز دست تیغ او چون جان نگه در آستین دارم
که از خون دل عشاق می بندد حنا چنگش
صدای نغمه قانون او از ان راستی دارد
نوای ناله عشاق در پردست آهنگش
شو از خجالت نام او ار ان غافل درین محفل
که تا زانو فرو شد نام شاهان در دل سنگش
چونین برنوس خطی زندان شهسوار من
مه نو صد فسون خواند که گردد حلقه تنگش
چو دیدم حلقه گیسو بطرف عارضش گفتم
که بر خورشید بند د سایبان زلف سبرنگش
بطرف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
