Machine transcription
عزیزی بیدر کانم محرم بیک پهلو گذشت
خواب راحت میكند چون تار و پودر آغوش
جواب صائب در کامل کفته
تشنه كامم چون تمکین از حسرت لعل لبش
کی بود یارب شوم سیراب چاه غبغبش
در دبستان طفل ما تا شرح بستان خوانده
از فصاد وی كلستان كشت صحن مكتبش
چون سکندر زلف او در راه تاریکی رود
خضر خطش خوش گرفته جای بر کنج لبش
مایه جانكاهش آبی کوه را سازد آب
دوست را یارب نكهدارد ز آه ياربش
بر نمی تابد قتیل ما عكس در غیض شكند
در شفق چون ماه نو بنمود چین غبغبش
پیش رخسارش کزان جان خود یکت لا كنم
رو پنهانی كزینها بیا بم یک شبش
این کمان من بستم از همعنانان چون غبار
داشتم در پی سوار بهار كاب مركش
من بآب چشمه ها، دفن شوم می کند
با که عکس بوسه افتاد است بر کنج لبش
در طلب طرزی ز مطلب سبکرد چون خدرنگ
زانكه در مطلب بود بمطلبها مطلبش
بر روش بیدل در كامل گفته
دلی دارم که باشد از شرر آغاز و انجامش
بهار خنده صبح شرر شد صیقل نامش
ز بس جوش لطافت میزند کل از اندامش
شود آب از نزاکت کر بکجا طر كند دامش
از ان سازم تهی قالب چو خاتم پیش نام او
كه زودر سنگ را نواز تواضع پیش او نامش
چنان کام دل از کام و لب و دندان ولبا
که نا كامی شاق است کام مر مرجود كامش
كل اندامی كه من دارم سر نازک او اینها
شنیدم از شکت رنگ کل آواز پیغامش
ز حش لمعۀ نور تجلائی که من دیدم
بدوش سایه باید یكند د حور شبانده امش
همان منزل که بگدای قدم ای نور چشم من
بسان دیده ریزد نور پیش از دور بامش
عیث خوبان عالم زلف خال دانه میریزد
كه مرغ حسن در جو لی صید شد حلقه دامش
شراب ساغر سونش خمار نیستی دارد
تو كومی شد خط بال پری موج جامش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
