Machine transcription
بیا و طاق برویش کشیدم از جگر آهی
که محراب ملائک سرمه سا گردید از دودش
از شوم قم حمودل خمیازه دارد بسی طرز
که تیغش بار دیگر آید و در برکشم زودش
بکابل با میرزا عبدالواسع خان بمشاعره گفته
ندازی رنگ بوئی دید لبهای میگونش
ز بس تنگی بجای حرف ریزد اره عمجونش
بنی بیلی و نی شیرین خرامی در نظر دارم
که در هر چین زلفش صد چوخسروهست مجنونش
ز دریای دو چشم خونفشان من چه میپرسی
که گردون چون حبابی مینماید پیش جیحونش
ز ظاهرخواری ماکسر باطن برنمی آید
چه شد دیوار گلشن گر بود پر خار بیرونش
بدیبای نعم عشقش منهای عبارت را
که جانها همچو خاک افتاده اندر کوه و هامونش
زبس در سر دویدن باده اشک گلین طرز
نمی آرد مژه ضبط عنان اشک گلگونش
جواب ظهوری در کابل گفته
ز بس بماند فسون خواب دل چشم پریخوابش
ز خواب خفته خیزد گرسان خیزه دابش
خجالت بار میشک از دل بابو دیده می آرد
چو برگ گل که از کلزار بیرون آورد آبش
شهیدانرا آن مسمل که از بس ذوق چون جوهر
بدندان ازین دندان بگیرد تیغ قصابش
مباداز دانه خال تو روید سبزه زار خط
عرق از جویبار حسن هردم میدهد آبش
بگردان دنگر از سینه بریان چه میخواهی
متاع سوختن در خانه شمع است نایابش
زبس در چاک زخمش مغز شمع استخوان سوزد
زحسرت سرمه سا گردید آخر طاق محرابش
سبک درن گران در بحر هستی زانکه می بینم
کمند کشتی جانست موج آب گردابش
زبین جوش لطافت میزند رخسار گلگونش
گل خورشید ریزد زیر پا از سیر مهتابش
جوای پرزه گیر کزن دشتش که میگیرد
که چون شست است کام دلوم زلف چو قلابش
بببيداری حریف مرده پیدا کن هم طرزی
شبیخون میزند یکره زراه خواب خوابش
در روش بیدل در کابل گفته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
