Machine transcription
شونی گرخدا تک نازکیر درشت گیرش
بپیکان بگذرد پیش از رسیدن ان نخیرش
مدام طره اش در شانه از حالم که میپرسد
غریب بیستکی افتادم شام زلف دلگیرش
زجوش بیقراری لجۂ سیماب میگردد
کشد گر بر رخ آئینه شوخک تصویرش
لب هر چاک زحمم رنگ محراب کر دار
مخوف بسکه بر دل میخورد هر لحظه شمشیرش
ز بس خوردم بدل پیکان از آن کمان ابرو
کنون مرو پر سر بالین گذارم از پر تیرش
چسان صنف میان نازک اور در تبر نام
که میآید بنوک خامه ام هنگام تحریرس
بجای خون عرق ریز دز رحمم بسمل نامش
ز شرم انکه رنگ خون نکیر دامن بیرش
حباب آسا دلی دارم زبنیاد شکستن حپیر
که شوخیهای پرواز نفس شد رنگ تسخیرش
ز شرم قامتش سرو چمن دیوانه وش خیرد
نه بند و ریشه گر از تشبعت بر پای زنجیرش
بدون تخم بیدا دشت سال الفت سرشت من
زجا هر لحظه سنجد د باد از بر تسیرش
دل طرزی بدست تابکی در خاک خون غلطد
حذر کن ای شکار مگن از آه تیر شب گیرش
جواب غنیمت در کابل کشته
گر آو خرامان سوی کلشن قد شمشادش
که خم چون بید مجنون شد ز خجلت سر و آزادش
غزال وحشی دارم که پیش کرد جولانش
شود چون ایده روشن حلقها بتی دم سیادش
صدای با توانیهای محمویش که میداند
کیا شد از شکست موج می آواز فریادش
بسان کوهکن فارغ کند از جا سکیها یم
زند بر بیستون جان اگر تیشه فرهادش
بیاد بوبۂ پایش ز بس مست نایم
بسر چون سایه معلم طپش سرو آزادش
شدم دیوانۂ طرز نگاه عشوه پردازی
که باشد چشمک چشم پری چشم پریزادش
بمکتب گر زند ستی معلم نوکل مارا
شود چون شاخ گل از نازکیها دست ستادش
بیادا و فراموشم فراموشم بیادا و
سم آن شخص نسیابی که دور افتادم از یارش
میان خاک خون از پر زدنها یم چه میپرسی
چو بسمل میکشم پرواز برتیغ بیدادش
در نعمت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
