Machine transcription
چشم خون افشان ما ار بس که جشت اشکبا گرتو همچون چشم ما می حمله از نخچیر را
گر رسد از شست زنگیر تو روزی ناوت می نشانم چون مژه بر چشم خود آن تیر را
در دگر می آورد فریاد شور انگیز عشق سرمد امدادی که خاموشی کند تقریر را
گل دمان از خنده چون بندد که آن لبهاز نا میبدر رنگ تبسم غنچه تصویر را
در رخش با قامت همچون کمان بشینن ما مگر از گوشه یا بی نشان تیر را
آب چشم ار وشیمنهای که دارد بر سرم خانه نگذاشت الا خانه زنجیر را
سپر جرمیم و خرسندیم کاندر روز حشر خلعتی جز عفو نبود صاحب تقصیر را
تشنه آب دم تیغم و آن بیرحم کو تا دمی بر حق ما مالد دم شمشیر را
در بیابان غم او طرزی از ہم بشیونا گرد خود هر گزندیدم حلقه جز زنجیر را
از طبع خود
با یار تا قریب بدیدم رقیب را دیگر ندیده ام بدل و جان شکیب را
ز لفت خبر ز حال دلم گر نشد چه شد در ملک کفر کس ننوازد غریب را
هر کس نصیب برد ز خوان وصال تو درد اکه نیست بهره من بی نصیب را
مارا که منع کرد ز دیدار گلرخان کس از چمن بیرون نکند عندلیب را
یارب نگاهدار تو از چشم مردمان آن سحر ساز نرگس مردم فریب را
چشمش نساخت چاره در د مرا دریغ بیمار ساخت طالع طرزی طبیب را
جواب صائب
پیرخت گیرم اگر اندر کنار آئینہ را زآه گرم خویش سازم پر غبار آئینہ را
ار دو چشم خون فشانم عارض خود را بپوش زنگ کلفت زود گیرد در بهار آئینہ را
حیرت دل گر بوصف ماه رویت دم زند میکند سیماب آسا بیقرار آئینہ را
خنجر مژگان و رسم که ساز در خه اش دور کن از پیش چشم شوخ یار آئینہ را
بارداد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
