Machine transcription
چوزلف شانه ایم ربط آمیزش هم دارد
چومی بینم زاهد را بدل مسواک می آید
زبس شد محو آن لبهای میگون دیده حیران
بچشمم هر مژه مانند شاخ تاک می آید
توجون در گلستان آئی گل از جوش خجالتها
زبس بر گشت پا میدرخشد بر خاک می آید
دلم از بس گیسوی تو بسنجان شانه جا دارد
نسیم زلف مشکین از دل صد چاک می آید
رحرت می کشم ساغر و پیمانه میسوزد
هر بزمی که با آن لعل آتنناک می آید
نا بر سر زاطرزی زبخت خویش می نالد
نه از چرخ و نه از گردون نه از افلاک می آید
جواب شوکت در غده آرگنه
بیا دم هر کجا آن دلبر مدهوش می آید
خیال عارضش در دیده ام گلپوش می آید
زبس چشم سیاهش خون بخجاس باده مینوس
نگاه رس او زان همه مدهوش می آید
عرق پس می چکد عقیق از عارض گلگون دارا
سخن چون غنچه رنگین زبان در لعل نوش می آید
میدانم که دارد جلوه سیر تک رعنا
که گردون بهر تعظیمش همه آغوش می آید
زبس پروریا ی فخر خواب عافیت کردم
حصیرم در نظر بستر مخمل پوش می آید
ز بس شد عام می خوردن و بر لعل سمیلوش
زحلق شیشه هم آواز نوشانوش می آید
خطر بر زورق عقلم زراه دیده می ریزد
بلابر کاروان دل زراه گوش می آید
زفکر چشم او گرد در شکم چون گل رنگین
دلم چون خم بیاد لعل او در جوش می آید
لبش طرزی ز بس مهر خموشی بر دهانم زد
سخن هم از زبان خامه ام خاموش می آید
از طبع خود در کراچی گنه
لب خاموش تو با سور نمی آید
صوت بلبل هم چون بوی سمن می آید
تا که بر طبع لطیف تو گرانی نکند
بوی گل بخیه از سوی چمن می آید
بسکه گشته چین خم گیسوی تو شد
مشک از راه خطا سوی ختن می آید
همه از قامت و بالای بلند یار است
هر بلائی که فرو بر سر من می آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
