Machine transcription
منخوری مال یتیم باشی ارعی به کام
می نخوردن زاهدا وضع مسلمانی بود
هر که سر در پای مهروبان سرکش می نهد
عاقبت چون زلف کار او پریشانی بود
پاکدامان در همه بغان طرزی و است
کاندرینجا خاکروبی نه زسلطانی بود
جواب شوکت در کابل گفته
عرق آلوده کر یارم بگلشن بهجی می آید
ز خار نوک دیوار چمن بوی گلاب آید
ز بس چوش لطافت میزند رخسار کلگون
ز شرکا تم شود آزرده کر باد شکر می آید
ز بس کرم است بزم می پرستان از رخ ساقی
بروی شیشه از جای عرق بوی کلاب آید
هلال از شرم در خون شفق رخسار پشید
ا کر پای نکارینش کل چشمر رکاب آید
اشارت سوی رخسار عرق آلوده است کردند
بسان غنچه از انگشت من بوی گلاب آید
پذیر سایه زلفش نمیخواهم که بر خیزم
اکر یک نیزه بالا بر سرم آفتاب آید
ز حرف سرد طبعان صاف دل آزرده میکرد
ز تحریک نسیمی صدرشکن بروی آب آید
سوال بوسه کر از لعل خاموشش کنم روزی
بسان غنچه رنگین از لبش بیرون جواب آید
بزم شاعران این نور چشم معنیم طرزی
نویسد صاد بر بیتی که طبع انتخاب آید
از طبع خود در قندهار گفته
کل بسر رخ خوب تو کرم در نظر آید
خون مجکر از دیده مرا تا بکمر آید
از بسکه دل آویخت بمیعد تو از ین پس
کرشانه بزلف تو رسد خون بد رآید
ای دیده بیدار برین بخبت غنوده
ابی زده ام تا مکر از خواب برآید
کر انجاتم بدهد خضر تو شسم
لعل لب حبان بخش تو برلب اکر آید
صد چشمه روان کرده ام از چشم که روز
ان سر روان بهر تماشاکر آید
در دیده زبس نقش خیلاف تو بستم
از جای سرشکم بثر و شک تر آید
عمریست که با وصل توام دست رسی نشت
یارب چه شود شام غم را سحر آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
