Machine transcription
۳۱۰
در وداع دوستان ان اشك بار در تخم
گريه کردن سینه ام چون شیشه خالی میکند
شعره الفقر و فخری میزنم در حین جان
کاسه چینی با طرح سفالی میکند
روی شبنم از خجالت چون انار دانه است
بر جبین زان رو عرق بی انفعالی میکند
این صورت گفته هیچ معنی سخت نیست
کی شکار صید چنگ شیر فالی میکند
شیش ابروی کجش خم خورده با دارسات
بدر از قالب تھی کردن خالی میکند
کاه پی بر رخ دگر حلقه برلب میزند
تار زلف سرکشت بی اعتدالی میکند
اختلاط این سیه کاران دلم را تیره ساخت
باطن پر اتش و ظاهر زکالی میکند
چون حرس طرزی ندارد دلخراشی تابد
دل عبث در پیش نادان غزلخوانی میکند
تسبیع میرزا اعظم خان جانان
با عزیزان چونکه یارم مهربانی میکند
با مهرا نزول کند با ما زبانی میکند
نرکس بیمارش از بس سرگران ناز بود
جنبش مژگان بچشم او کرانی میکند
چشم شوخش را چو سیل سر عبار نمیاد
پیش چشمش چشم آهو سرخرانی میکند
انیکہ چند سوی ما هر لحظه از الطاف پنهان
از برای تیره وه مارا نشانی میکند
زلف مشکین کرد رخسار چوهابت حلقه زنا
ما ربر کلزار رویش با سبانی میکند
حاجت سیر گلستان نیست مارا بعد ازین
غنچه اشرف وقت تکلم کل فشانی میکند
پیش مردم آشکارا میکند چشمش مرا
گرچه ایماش بمن لطف نهانی میکند
عاقبت هم سایه بر باش جبین سودم بعجز
مطلب ما را قبول نا توانی میکند
ز ور بازوی تباغم خاکمالی سید هنده
با من این نازک نهال پهلوانی میکند
گر چو کل غلطم بخون بر من نیندازد نظر
چشم او از بکو با ما سرکرانی میکند
دوستم از بس زیار در داد طرزی نمید
سایه هم پهلوی من بیگانگی میکند
بر طبق بیدل در کابل گفته
بت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
