Machine transcription
۳۱۵
هر جا که سحر چشم او خانه میکند
آن خانه را خراب چو ویرانه میکند
چشمت زبر طاق دو ابرو فتاده است
محراب را تصور میخانه میکند
با دوست دشمنت و بدشمن مدام دوست
آن اشنا رعایت بیگانه میکند
بر عاشق خراب نظر کن که آفتاب
کی نور خویش منع زویرانه میکند
دل را دور زلف هندوی شبگیر کرده
جان را خیال روی تو دیوانه میکند
مرغ دلم بسوختن استاد همچو شمع
زان خنده که بورخ پروانه میکند
صد معنی در ست بهر مصرعش درآ
طرزی اگر که زلف سخن شانه میکند
بر طلق بیدل در کابل گفته
قامت او هر کجا جلوه گری میکند
ناز سهی سر و باغ خوی زتری میکند
انجمن اتحاد جام دو رنگی نداشت
پیر هن شیشه ام باز پری میکند
در ره افتادگی کرد بلندی نکرد
آبله از خود سری فکر سری میکند
ساز عزیزان بزم طبعت مخالف صدا
گوش کش حاشتی عزم کری میکند
جام مقلد نداشت باده تحقیق را
آب چه شد گر حباب شبد گری میکند
سوی عدم شمع سان صاحبت پیغام
رنک زرو خسته ام نامه بری میکند
باد صبا در چمن بوی تو با خویش برد
غنچه زبطاقی جا مه دری میکند
رحمتی تیغ و فا ناز ستم کشد
چاک لب زخم دل عذر سحری میکند
اهل سخن بسته اند به موی میان
شانه مضمون ما مو کمری میکند
تا که براه سخن پیرو بیدل شدیم
لطف دیم در سخن را بری میکند
مست چو طرزی شدم در شب هجر بیدل
شیشه ما سنگ رشک دری میکند
بر روش بیدل در کابل گفته
هر که ایجاد سخن از طبع عالی میکند
مصرع برجسته اش نازک نهالی میکند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
