Machine transcription
طوق قمری کرده در گردن نگهداردوش شق
در سراع نکہت پیراهنش باد صبا
باغبان تا چند روی غنچه را پوشی بخار
حسن یوسف را که کل در پرده عصمت ندید
پیش حسنش ضبط خود دارد با طرزی نخواه
در کمنان جلوه چون ان سروبالا میکند
ہر سحر بند قبای غنچه را وا میکند
بوی خوش کل را میان باغ سوامیکند
جذبه عشق از سر بازار پیدا میکند
تابش رویش سراچون اب فی با میکند
بر طبق بیدل در کابل گفته
بر لبست چون جام حرف بوسه انشا میکند
سرفرازان کی کنند گردن کجی از احتیاج
شیشه نتوان کرد پنهان باده را از چشم ما
خاک راهیم ای ما تمهید ساز ابروست
سوی مقصد با پر و بال ہوس نتوان پرید
چون عذار مشکین او بہنگام عرق
سینه صد عقده غم بر دل آزادگان
چونکه بر خیزد بپا آشوب بنشیند بجا
دیده بی آب ما طرزی در دل میزند
شیشه از خمیازۂ حسرت بغل وا میکند
سرکشی در پیش خم ما جام صہبا میکند
راز دل را طبع نازک زود رسوا میکند
سوز در خاک اینچ دانه بالا میکند
شهر پروانه کی پرواز عنقا میکند
جام ما می را انفعال خویش پیدا میکند
یک کره چون از غم کیوی خود وا میکند
چونکه بنشیند کجا صد فتنه بر پا میکند
ابر چون بی آب کردد رو بدریا میکند
برطرز بیدل در کابل کشته
در چمن یارم چو برخ پردہ بالا میکند
گلرخان از بسکه هر جا جای خود وا میکند
بسکه نقش دلنشین افتاده یاد ناوکش
چون سحاب اوج عزت اسب ار ابروست
حاصل سرمایه سود دو عالم مفت اوست
غنچه از بیطاقتی بند قبا وا میکند
حسن شیرین نقش خود در سنگ پیدا میکند
جای دل پیکان او در سینه ام جا میکند
ضعیفان دست احسان هر که بالا میکند
جنس جان با نقد درویش هر که سوامیکند
ہالسر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
