Machine transcription
دل دولت کسی خودگر تو تقریر کند
طبع خندان ترا غنچه تصویر کند
دل بیچاره چه سان پیش تو فریاد کند
ناله را طبع تو چون حلقه زنجیر کند
گر گدازد نفس سرد ول سندان را
آه من هم بدل سخت تو تاثیر کند
در ازل قسمت ما رندی و ستی کردند
بنده با قوت تقدیر چه تدبیر کند
بسکه قانع بکم از فیض قناعت شدهام
دیدن کاسه همسایه مراسیر کند
حکم تیغ تو چو آبست روان بر سرما
کیست تا یک سر مو حکم تو تغییر کند
پیش آن شوخ نگا نذر بزاری گویم
کاش چشم تو دلم را بسپر تیر کند
بخدا روز جوانی نگذارد بی رزق
آنکه پستان امل بهر تو پر شیر کند
دوش طرزی بشن آن شوخ زمان میگفت
عشق این تازه جوان عاقبت پیر کند
غزل صائب مدعی از جناب طرزی صاحب مرثیه مضمین خواند
گفت نقیب ناله ام گردون پراخگر کند
چون صیاد اشیان مرغی صفیر کین کند
بپس کرب و بلا ار تاب سور تشنگی
دانه را سازد سپند و دام را نخچیر کند
زخم قاسم ساخت چون لعل سمدی شیخ
خون گرم او نمیدانم چه با شمشیر کند
گفت کلثوم ار بگریم زیر گردون پاک نیست
شعلهام ضبط نفس از تنگی مجمر کند
جای خون شاه دین از خاک سر زد آفتاب
پرتو این می دکان شیر را مخمور کند
گفت زینب شب روح الامین سوزد نجوم
آه گر محکم گذار بر صف محشر کند
سرو گلزار نبی را چون فگند از پای چرخ
دانه امید ما از خاک چون سر بر کند
گر ندارد درد اهل بیت طرزی در جگر
شمع خاکستر عزا در انجمن بر سر کند
جواب صائب در کلان کلته
ای خوش آن پیرو که منزل در رباط دل کند
نقد جان بر کف نهد سودا بعشق کامل کند
مست خواهد گشت خیز دچون قدح ما دوشس
هر که در میخانه بر پای خم منزل کند
وجوان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
